تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
و آنچه را كه نهى كرد و منع فرمود از فساد * نيست رغبت كردنى هرگز نبايد اعتماد ( 11 ) پس بترسيد از قيامت روز خوف و اضطراب * روز تفتيش و زمان انعكاس و بازتاب پير مىگردند در آن كودكان خردسال * ( تيره گردد چهرهء خود كامه‌گان بدخصال ) ( سورهء ) هفتاد و سه بر اين حقيقت شاهد است * چونكه ( يوما يجعل الولدان شيبا ) وارد است )
اعلموا عباد اللّه . . . بندگان خدا بدانيد
( 12 ) شد مقرّر بر شما دائم عيون و ديده‌بان * در وجود خود ز اعضاء و جارح پاسبان آيه شانزدهم در سورهء قاف اين چنين * مىكند تصوير آن را روى لوح آتشين « 1 » حافضان ديگرى از روى صدق و راستى * مىنويسند آنچه كرديد از فزون و كاستى مىنپوشاند شماها را ز ايشان ليل داج « 2 » * همچنان ديوار و درب آهنين ذو رتاج « 3 » ميرود امروز ، فردا را پى خود مىكشد * تا نفس را تازه گردانيد ، فردا مىرسد
يذهب اليوم بما فيه و يجىء الغد لا حقا به . . . با روان گرديدن امروز ، فردا ظاهر است .
( 13 ) با روان گردين امروز فردا ظاهر است * در دل فردا يقينا پيك مرگ قاهر است گو كه هر كس منزل تنهائى خود رفته است * در مخطّ گور خود تنها و عريان خفته است پس شگفتا بس عجب از بيت وحدت صد عجب * جاى وحشت جاى غربت جاى تنگ يك وجب ( 14 ) گو رسيده صيحهء روز قيامت بر شما * ( فسحت ميدان گشوده روز محشر بر ملا ) حكم بين حقّ و باطل دائر است و برقرار * عذرهاى پوچ و واهى اوفتاده ز اعتبار هيچ كس را نيستى جاى گريز و اعتذار * چون حقايق گشته او را همچو خورشيد آشكار
هامش
( 1 ) و نحن اقرب اليه . . . ( 2 ) شب تاريك ( 3 ) دربهاى بزرگ