تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
( قبر باشد آخرين منزل براى آدمى * ليك در عقبى نخستين ملتقاى « 1 » آدمى ) ( چونكه دنيا بهر انسان جاى تكليف است و بس * ليك عقبى دادگاه هر سعيد و بوالهوس ) ( 6 ) وانگهى كه روز محشر گشت بر پا آشكار * سلب گردد ديگر از مجموع امّت اختيار مؤمنين را جنّت عدن است يعنى ( ازلفت ) * كافران را دوزخ و نار است يعنى ( برّزت ) آيهء هشتاد و هشت سورهء ما قبل نمل * معنى آن در قضا بر اين حقيقت گشته حمل « 2 » ( 7 ) نيست بر مردم رهائى در قيامت هيچ‌گاه * هيچ فرد از فرط غم كس را نگيرد در پناه حال آن كه جمله سر گردان و حيران گشته‌اند * رو بسوى آخرين منزل شتابان گشته‌اند ( راه جنّت پيش گيرند هر شهيد و هر سعيد * ره بسوى دوزخ آرند هر شقى و هر پليد )
قد شخصوا من مستقرّ الاجداث . . . مردگان از قرارگاه قبرها بلند مىشوند
( 8 ) در قيامت مرگان آيند بيرون از قبور * جملگى در محضر عدل الهى در حضور هر سرائى مردمى دارد كه در آن برقرار * جنّتىها شاد و خرّم دوزخىها پست و خوار حقّ تعويض مكان هرگز نباشد با كسى * آنچنانكه مىنشايد انتقال و واپسى هر گروهى حاصل اعمال و ايمان يافته * در مكانى در خور كردار ، اسكان يافته ( 9 ) گر شما را هست بر روضات جنّت آرزو * ( لازم آيد بهرتان رضوان حق را جستجو ) جمله از آن ، امر بر معروف و نهى از منكر است * اين دو خلق از خلقهاى كردگار داور است عامل آن را نگيرد ترس و خوف و اضطرار * همچنان در پى ندارد انعكاس مرگبار طىّ اعمالش نباشد نقص رزق و مرگ و مير * مرگ و روزى نيست جز دست خداى دستگير
( با هم به ريسمان قرآن و حبل ايمان چنگ بزنيم )
( 10 ) ( گر ارادت بودتان در ابتغاء حكم دين * نيست جز در مكتب قرآن و وحى دلنشين
هامش
( 1 ) ملاقات گاه ( 2 ) سورهء شعراء
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 556 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى