بالشان نرم است همچون لاله گوش آدمى * ليك در آن خفته از اسرار حكمت عالمى
بى پرو و بى استخوان لاكن ز روى ائتمان * مىپراند مرغ شب را تيره شب در آسمان
موضع رگ را به روى بال مىبينى عيان * رگ ، ببال شب پره باشد به جاى استخوان
( 10 ) نه چنان نازك بود كه پاره گردد يكسره * نه چنان سنگين كه با آن خسته گردد شب پره
ميپرد امّا ولد را مىفشارد بر بدن * نيست بىآنها درون آشيان و در دمن
بچّهها هم در مقابل در پناه مادرند * گر نشيند مىنشينند ، گر بپرّد مىپرند
هرگز از مادر نمىباشند دور و منفصل * تا زمانى كه شدند از حيث نيرو مستقل
وانگهى كه يافتند آيين و راه زندگى * مىكشند از صورت مادر نگاه بندگى
( 11 ) پس منزّه باد خلّاق جميع كائنات * خالق مجموعهء هستى ، خداى ممكنات
جمع آفاق و جهان را بىنمونه خلق كرد * بىنمونه اين شگفتى را چگونه خلق كرد
( ناهيا ) در آفرينش طرفه « 1 » چيزى نيستى * در خلال اين شگفتىها پشيزى نيستى
پايان خطبهء 154
هامش
( 1 ) شگفتآور