خطبهء 154 از سخنان آن حضرت كه در آن ( از صفات حقتعالى ) و شگفتى آفرينش خفّاش را ياد فرموده .
( 1 ) حمد مخصوص خدائى را كه عقل كلّ ناس * بر نياوردند او را يك هزارم از سپاس
وصف ، در به دو شناسائى او وامانده است * مدح در تعريف و نامش در محابا « 1 » مانده است
مجد او كلّ خردها را ز دركش بازداشت * سالكان را كنه ذات او ميان ره گذاشت
( چون خردها جمله محدودند و او نامنتهاست * قدرت نامنتها را منتها ناآشناست )
( 2 ) او بديع كلّ هستى و به هستى كردگار * هستيش در ديدگاه هوشمندان آشكار
اظهر « 2 » و ثابتتر از آنچه عيونش بنگرند * ( بلكه يابند آن قلوبى كه حقيقت باورند )
( 3 ) عقل بر او پى نبرده تا شبيهى يابدش * وهم اين ره طى نكرده تا مثالى آردش
( عقلها در اين بيابان مات و حيران ماندهاند * وهمها مبهوت و مدحوش و پريشان ماندهاند )
( تجلّى قدرت لا يزال الهى در چهرهء آفريدگان )
( 4 ) بىنمونه خلق كرده عالمى را از عدم * آسمان و ارض و نسل آدمى را از عدم
خلق كرد امّا نه با تشريك رأى ديگرى * قدرتى را هم نخواند از بهر شور و داورى
حكم تكوين از الوهت صادر آمد بر جهان * تا منظّم گشت نقش اين زمين و آسمان
( حكم متبوعش بجا آمد ز سوى كائنات * سر بفرمان گشت يكسر كلّ خلق و ممكنات )
( 5 ) جلوههاى آفرينش بس شگفتىآور است * اين شگفتىها تماما از خداى اكبر است
شب پره اعجوبهاى از جملهء اين خلقت است * خلقت اين جانور بسيار جاى دقّت است
هامش
( 1 ) ترس و واگذارى
( 2 ) ظاهرتر