خطبهء 153 فانّ العامل به غير علم كالسّائر على غير طريق . . . كسى كه از روى نادانى كارى انجام مىدهد ماند كسى باشد كه در غير راه سير مىكند
( 7 ) پس كسى كه از طريق جهل كارى مىكند * بر كسى ماند كه گمراه است و حيران مىرود
بعد او از راه روشن بعد راه مقصد است * اين مسلّم كه چنين شخصى به مقصد ابعد است
( 8 ) وانكه از روى خرد اقدام دارد بر امور * گو كه او در راه روشن مىشتابد با سرور
مرد بيناگر بخواهد كار را در دل كند * بايد انديشد اگر بيهوده باشد ول كند
( 9 ) بهر هر ظاهر شبيهى هم مر او را اندر است * هر كه ظاهر بهتر آيد باطنش هم بهتر است
عكس آن هم در مثل بر صدق دارد انعقاد * هر كه ظاهر زشت باشد باطنش هم زشت باد
( رسول اكرم ( ص ) در اينمورد چنين مىفرمايد . خداوند بندهايرا دوست مىدارد ولى اعمال ناشايست او را دشمن و گاهى عمل را دوست دارد و عامل را دشمن )
در حديثى اين چنين گفته رسول مصطفى ( ص ) * اين حقيقت را براى كلّ مردم از خدا
بندهاى را دوست مىدارد خداى مهربان * ليك دشمن دارد اعمال بدش را در نهان
عكس اين فرمايش خير البشر هم صادق است * چون كه در معنى بمتن شعر بالا لاحق است
( 10 ) پس بدان ، اعمال را باشد درختى در كنار * چون نباتى كه برويد در كنار جويبار
آن درختى كه مر او را آب شيرين دربر است * رشد آن در حدّ نيك و ميوهاش هم ، برتر است
باز اگر اين قصّه را با ديد منفى بنگريم * آخر كار ، از نتيجه بار منفى مىبريم
( مىرسد آب از عقيدت بر درخت هر عمل * گر عقيدت خشك شد سودى نباشد در عمل )