تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢

خطبهء 152 سخنان آنحضرت ( در توحيد و صفات خداوند عزّ و جلّ )

( 1 ) حمد بيحد ، موجدى « 1 » را كه وجودش كبرياست * با وجود خلق خود بر هستى خود رهنماست ( چونكه مخلوقات را در دهر امكان ، موجدى است * جمع مخلوقات عالم بر وجودش شاهدى است ) ( در پى ابداع مخلوقات ، در اين كارگاه * اخذ كرده ابتدائا ، بر خلود خود گواه ) اينكه مخلوقات ، هستند اى بسا با هم شبيه * زين نظر بر ما عيان كه نيست او را هم شبيه ( جسم‌ها با هم شبيهند از جهات و در نمود * پس اگر مانند آن‌ها بود او هم جسم بود ) ( 2 ) بر قواى مدركه هرگز نگنجد كنه او * گر عموم نسل‌ها دارند او را جستجو ( درك هر حسّيّه باشد با قواى مدركه * پس خدا حسّى نمىباشد بسان ذالك ) بهر او پوشش نمىباشد سواتر « 2 » يا ثياب * او كه خود نور است و از او نور گيرد آفتاب صانع است و واحد و معبود ، امّا كائنات * جملگى مصنوع و محدودند يعنى ممكنات
( خداوند متعال واحد است ولى در محدودهء ارقام و اعداد نيست )
( 3 ) او يكى باشد نه در معناى واحد در شمار * آن يكى كه دوّمى را بر تصوّر در نيار خالق است امّا كه در خلقت مر او را خستگى * مىنشايد همچنانكه بر خلايق بستگى او سميع است و بصير ، امّا مر او را چشم و گوش * در توهّم بر نمىگنجد بذهن و عقل و هوش او عيان است و هويدا نى بقربت در نظر * او جدا هست و مفارق نى بدورى چون سفر ظاهر است امّا نه آن سان كه برؤيت ديدنيست * باطن است امّا نه آنطوريكه مخفى بود نيست
هامش
( 1 ) بوجود آوردنده ( 2 ) پوششها