بر تو ديگر آن زمان حفظ ثغور « 1 » اين ديار * سختتر باشد بسى از معضلات كارزار
( 5 ) ديگر اينكه گر به بينندت اعاجم « 2 » در نبرد * بر عليه تو چنين گويند با هم فرد فرد
اين رئيس مسلمين باشد كه آمد جنگ ما * نيست ايشان را به غير از اين رئيس و پيشوا
گر شما آورده باشيدش دمار از زندگى * ميخوريد از آب صاف چشمهء آسودگى
حرص ايشان را چنين انديشه ، قدرت مىدهد * شعلهء اين جنگ راهر لحظه شدّت مىدهد
چون از جملهء پرسشهاى عمر از آن حضرت اين بود كه گفت . ايرانيها تصميم گرفتهاند كه بمسلمين هجوم آورند و اين تصميم آنها دليل انبوهى سپاه و قدرت و توانائى ايشان مىباشد و من كراهت دارم از اينكه آنها پيش جنگ باشند . لذا امام عليه السلام در پاسخ چنين مىفرمايد .
( 6 ) آنچه را كه گفتى از تصميم ايران باك نيست * كز هجوم اجنبى بر جيش ايمان باك نيست
ور كراهت دارى از تجهيز « 3 » ايران سوىمان * بيش از آن اكراه « 4 » دارد كردگار مهربان
او بدفع دشمن سرسخت و جائر « 5 » قادر است * ذات او از هر تعدّى و تجاوز نافر « 6 » است
( 7 ) و آنچه از بسيارى آنها بگفتى غم مدار * ما كميم و اندك از عهد پيمبر در شمار
رمز پيروزى نمىباشد بكثرت در نفر * اى بسا كثرت كه با نيروى اندك در بدر
نصرت حقّ است ما را پشتبان و دستگير * زين جهت مغلوب ما شد دشمنان سختگير
آنكه ما در راه او داريم جنگ و كارزار * دشمنانرا مىكند با قدرت خود تار و مار
( ناهيا ) همواره در جنگ و جهاد مسلمين * در سر پايان نصيب ماست احدى الحسنيين « 7 »
پايان خطبهء 146
هامش
( 1 ) مرزهاى يك كشور
( 2 ) جمع عجم
( 3 ) مجهزّ كردن
( 4 ) ناخوشى
( 5 ) ستمكار و ظلم كننده
( 6 ) نفرت كننده
( 7 ) يكى از دو نيكى