خطبهء 146
از سخنان آن حضرت ( ع ) به عمر ابن خطّاب هنگاميكه براى رفتن خود به جنگ با اهل ايران با آن بزرگوار مشورت نمود بعضى گفتهاند در مورد جنگ قادسيه است و برخى دربارهء جنگ نهاوند گفتهاند . حالا اختصارا شرح مىدهيم .
( جنگ حاضر در دو مورد نقل گشته در كتاب * دادهاند هر موردى را بر مقرّى انتساب )
( نقل اوّل قادسيّه بين ايران و عراق * نقل دوّم در نهاوند اوفتاده اتفاق )
( مورد اوّل در مكانى بنام قادسيّه )
( بعد از هجرت در مدينه طىّ سال چارده * جمع مىكردند بهر جنگ ايران از سپه )
( چون عمر خود رأى شركت داشت در اين كارزار * قصد شورا كرد با اطرافيانش اختيار )
( مستشارى چون على ( ع ) در اجتماع مشورت * منع كرد او را از آن تصميم روى مصلحت )
( در حقيقت آنچنانكه نقل قول است از روات * كرد عمر ( سعد ابى وقّاص ) ، رأس آن غزات )
( كرد بر ايران روانه جند تازى هفت هزار * طبل پيروزى بنامش كوفت در اين كارزار )
( رستم سر كرده فرّخزاد در اين جنگ سخت * گشت سر لشكر به جيش يزدگرد شوربخت )
( سعد آخر شد مسلّط ، كار جنگ از پيش برد * قت رستم شد مسلّم با فرار يزدگرد )
( در قبال فتح ايران تا مدائن پيش تاخت * پرچم اسلام را بالاى ايوان برفراخت )
( در مورد دوّم در نهاوند نزديك شهر همدان )
( موضع دوّم نهاوند است شهر باستان * جاى ديگر بر همين جنگ و حقيقى داستان )
( اين چنين آوردهاند از شاه ايران يزدگرد * كاو سپاه بيشمارى را به فيروزان سپرد )