طاعت ( در اين قسمت از خطبه على عليه السّلام چنين مىفرمايد . )
( 4 ) روزگار بدترى بعد از من آيد بر شما * كاندران از حق نهانىتر نباشد بر شما
اظهر « 1 » از بطلان و هذيان كس نبيند هكذا * اكثر از كذب و لجاجت بر رسول و بر خدا
كس نيابد پيش پا افتاده كالا چون كتاب « 2 » * تا تدبّر اخذ دارد زان كتاب مستطاب
( 5 ) از نظر افتادهتر چيزى چو قرآن در ميان * نيست گر روى حقيقت خوانده گردد آنزمان
همچنان رايجتر از آن را نباشد دسترس * از معانى گر برون دارند قوم بوالهوس
( 6 ) منكرش معروف و معروفش ز منكر بدتر است * نيكى و تقوا به رأى العين زشت و منكر است
( 7 ) حاملان در حمل قرآن كاهل و بىاعتناء * حافظان در حفظ آن بر درد نسيان مبتلا
آشنايان كتاب و حافظان وحى ناب * نيّت ناقصترى دارند اندر بازتاب
( 8 ) وه كه قرآن و ائمّه آن زمان بيچارهاند * در ره احقاق حق از قلب پاره پارهاند
امر ايشان لا يطاع « 3 » و نام ايشان لا يقال « 4 » * دور گشته از جماعت در سبيل اعتزال « 5 »
پس كتاب و اهل آن يعنى امام و پيروان * منزوى گردند با اغراض محض كجروان
( آن زمان قرآن و اهلش را برايا پس زنند * خود بباطل ره گشايند و خدا را پس زنند )
ليك اين هر دو رفيق و همره يكديگرند * چون دو روحى كه مقيم افتاده در يك پيكرند
چون بدستورات قرآن مىنمايند اعتناء * مردم آن عصر بر ايشان ندارند اعتناء
آنزمان دگير ميان تودهها و مردمان * مصحف « 6 » و اهلش گم اندر گم شوند و بىنشان
گر چه در ظاهر مجازا در ميان تودهاند * ليك نامحرم ميان خلق و مردم بودهاند
( 9 ) پس گروه گمره از قرآن جدائى مىكنند * پيش روى اهل قرآن خودنمائى مىكنند
مثل اينكه بودهاند ايشان به قرآن پيشوا * ليك قرآن نيست و اللّهى به ايشان پيشوا
هامش
( 1 ) ظاهرتر
( 2 ) قرآن
( 3 ) آنچه اطاعت نشود
( 4 ) گفته نشود
( 5 ) گوشه نشينى
( 6 ) قرآن