تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( آنزمانكه قصد يورش داشت عليه اهل دين * جمع كرد آن جيش سنگين را برغم مسلمين ) ( والى كوفه همان عمّار ياسر بر عمر * نامه‌اى بنوشت و با قاصد فرستاد اين خبر )
( مشورت عمر در اين جنگ و نظر مخالف على ( ع ) در اين باره )
( جمع كرد اصحاب خود را بر سبيل مشورت * تا كه بر اعزام خود يابد طريق مصلحت ) ( عزم او را در چنين شورى علىّ المرتضى * در طريق مشورت پنداشت عزم ناروا ) ( اين چنين فرمود او را با اصول رهبرى * كز سياست مىنباشد از مدينه در روى ) ( چون مدينه مركز و انديشه‌گاه كشور است * بر همه آفاق اسلامى اساس و محور است ) ( همچو لازم نيست خواهى لشكرى از شهر شام * تا مبادا روميان گيرند از ما انتقام ) ( چونكه آنجا با غم و سختى به تسخير آمده * با هزاران رنج و حرمان زير تدبير آمده ) ( طىّ اين شورى ، عمر يارى طلب كرد از على ( ع ) * تا حقيقت چهره خود را نمايد منجلى ) ( گفت استقرار حاكم در مدينه واجب است * خصم دون بر شهر بىحاكم هميشه غالب است ) ( باش اينجا و دليرى را ز جمع اين سپاه * سوى ايران كن روانه قاهرانه در پگاه ) ( بهر اين هنگامه نعمان ابن مقرن لايق است * او دلير است و بدشمن قاهرانه فائق است ) ( بر عمر افتاد اين رأى گرامى اختيار * داد نعمان را عزيمت با سپاهى سىهزار ) ( در نهاوند آمدند آنگه دو لشكر روبرو * او به اين يورش كشيد و حمله آورد اين به او ) ( تا كه نعمان با شجاعت كار را از پيش برد * با قرار او محقّق شد فرار يزدگرد ) ( جيش نعمان چيره شد بر جيش ايران در نبرد * تا عرب اين جنگ را فتح الفتوحش نام كرد )
از جملهء فرمايشات امام عليه السّلام هنگام مشورت نمودن عمر به آن حضرت
( 1 ) كثرت نيرو در اين دين نيست شرط چيره‌گى * همچنانكه قلّت آن حمل ، بر بيچارگى اين همانا دين يزدان است و حكم پايدار * لشكر آماده و پيروزمند كردگار تا رسيده بر چنين رتبت كه بايد مىرسيد * نور تابان بود ، كز اعماق ظلمت سركشيد