تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨

خطبهء 145 از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در مذمّت و بيوفائى دنيا )

( 1 ) ( ايّها النّاس اتّقوه لا تكونوا خائبين « 1 » * كام دنيا بر كسى هيهات ، غير از صائبين « 2 » ) فرد فرد اهل دنيا جملگى در نوبتند * در صفوف مرگ‌ها و تيرهاى آفتند ( آن يكى با تيغ برّان و رماح « 3 » مرگبار * ديگرى با تير امراض و سيوف كارزار ) در پى نوشيدنيها آب جستن در گلوست * ( اى بسا سالم كه با صد رنج و حرمان روبروست ) در قبال لقمه‌ها باشد گلوگير استخوان * كس نگويد كز پيش بازى ندارد اين جهان ( اى بسا عيشى كه شد ناگه مبدّل بر عزا * اى بسا نوشى كه شد يكسر ملوّن بر بلاء ) ( 2 ) در نمىيابيد بر خود نعمتى از اين جهان * غير از اينكه نعمتى از كف بداريد همزمان فى المثل از بهر تحصيل كمال و كسب مال * عمر و فرصت لازم آيد در خور اين اشتغال ( گر نگردد صرف فرصت در قبال اكتساب * از كجا تحصيل مىگردد معانى اى جناب ) گر شما در دست داريد از جهان امروز را * در ازاء آن ربودند از شما ديروز را ( پس همين امروز و فردا مرگها را حامل است * لذّتى كه در پيش مرگ است زهر قاتل است ) ( مىرود آسودگى با سقم فرزند از ميان * بىبها ممكن نمىگردد شما را ارمغان ) مر شما را خوردن افزون ندارد حظّ بيش * غير از اينكه خورده‌ايد از رزق روز بعد خويش جامه‌اى هرگز نمىپوشيد بر تن تا مگر * جامه و تن‌پوش قبلى را كنيد از تن بدر خانه‌اى را آنزمان باشى مشرّف اندرون * كز درون دار قبلى رخت گيرى بر برون ( 3 ) بر شما هرگز نشانى مىنيايد بر وجود * غير از اينكه محو مىگردد نشانى از وجود
هامش
( 1 ) نااميد ( 2 ) راست گرايان ( 3 ) نيزه‌ها