تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥

خطبهء 144 از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام ( در فضائل و مناقب ائمّه اطهار )

( 1 ) كرد تا پيغمبران را بندگانى ناب و خاص * داد وحى آسمانى را به آنان اختصاص حجّتند ايشان بمردم هم دليل و رهنما * تا نماند هيچ كس را عذر و حجّت بر خدا بندگانرا كرد دعوت از طريق انبياء * بر سر راه هدايت ، سوى حقّ و اتّقاء با زبان راستى و قول صدق و خلق نيك * جانب خشنودى و مرضات « 1 » ربّ لا شريك ( كرد احوال عموم مردمانرا آشكار * نى از اينكه بوده قبلا بهر او ناآشكار ) ( 2 ) آنچه از اسرار مكنون « 2 » موج دارد در درون * نيست هرگز از تجليّگاه علم او برون در نظام اين جهان و بعثت پيغمبران * نيست منظورى به غير از آزمون بندگان مىرود هر صاحب تقوا و ايمان در بهشت * ليك اصحاب جهنّم را بهشت از دست هشت « 3 » ( 3 ) پس كجا باشند آنان كه به زعم خامشان * رتبت ايشان بسى بالاتر است و نامشان بر همه اسرار خلقت راسخ « 4 » و داراى صيت « 5 » * سرشناس علم تأويلند جز ما اهلبيت ادّعاى جملهء ايشان دروغ و نابجاست * بلكه ظلم و غارت و نوعى خيانت بهر ماست ( 4 ) داده چون ما را خدا عزّ و مقام و برترى * كرده اعطا بهرمان ديهيم « 6 » و تاج رهبرى ليك ايشان را ز هر چيزى فرو بگذاشته * از عطا محروم و از نعمت مؤخّر داشته مسألت دارند از ما راه حق را رستگان * روشنى خواهند از ما در دجى « 7 » گمگشتگان ( 5 ) پيشوايان از قريشند و ز نسل هاشمند * در امانت استوار و در امامت قائمند
هامش
( 1 ) خشنودى ( 2 ) در كنايه ( پنهان ) ( 3 ) بيرون شد ( 4 ) رسوخ كننده ( 5 ) آوازه ( 6 ) كلاه شاهى ( 7 ) تاريكيها