مىكند پيشى بمرگ خود بحسن اتّقاء « 1 » * مىپذيرد در معانى نقش و رنگ ارتقاء
( 6 ) بارالها ، آرزومندانه سويت آمديم * بهر استسقاء « 2 » و رفع خشكسالى يا رحيم
در فضاى شهر مىپيچد طنين ضجّهها * مىرسد بر گوش هر لحظه انين « 3 » بچّهها
از عجيج « 4 » چارپايان و طيور بىزبان * نيست ما را زندگى و زندگى را سازمان
ما زكم آبى و قحط ساز و برگ زندگى * عازم سوى تو هستيم از طريق بندگى
حال آنكه خواستاران صميم رحمتيم * طالب فضليم و خائف از عذاب و نقمتيم « 5 »
« بارالها »
( 7 ) جملهء ما ديدهء امّيد بر تو بستهايم * در دل اين خشكسالى دلفكار و خستهايم
آب ده ما را بباران پياپى از سماء * سير فرما تشنگانرا از تفضّل اى خدا
دور گردان قحط سالى را نفرما نااميد * باز گردان زندگى را از سياهى بر سفيد
با گناه جاهلان از ما نگيرى انتقام * ( بسكه ايشان كردهاند از قبل لغو انتظام )
رحم كن بر بندگانت اى خداى مهربان * حاجت ما را روا ساز و ز سختى وارهان
« بارالها »
( 8 ) ما از اين بيچارهگى بر تو شكايت مىكنيم * آنچه ميدانى براى تو حكايت ميكنيم
آنزمانكه سختى تنگى گلوى ما گرفت * قحط و كم آبى و خشكى پيش روى ما گرفت
كرده اميال « 6 » و مشاهى « 7 » اين روان را ناتوان * بر بلا پيچيده جان را فتنههاى بىامان
عسرت و خوف و مشقّت در منازل سفره چيد * خار محروميّت از نعمت بپاى ما خليد
« بارالها »
( 9 ) از درت ما را نرانى دست خالى نااميد * جملگى امّيدوارانيم بر تو اى حميد
هامش
( 1 ) تقوا كردن
( 2 ) آب خواهى
( 3 ) ناله
( 4 ) صداى بهائم و وحوش
( 5 ) خشم
( 6 ) ميلها ( در فرهنگ عرب )
( 7 ) جاهاى شهوت