از گناهانيكه ما را مىفشارد ، در گذر * بيش از اين ما را نكن بيچاره در اين رهگذر
ما تو را هستيم و بوده بندگان ناسپاس * كيفر آن را نياور با عملها در قياس
( 10 ) بهر ما افزون بفرما برگ و روزى اى خدا * از طريق مرحمت باران رحمت از سماء
آنچنان باران كه روياننده است و سودمند * از وجودش نور گيرد ديدگان مستمند
تا برويانى به آن خشك و يبوس « 1 » و مرده را * زنده گردانى زمين خشك و آفت خورده را
آب ده ما را كه سازد تشنگى را منتفى * تا شفا گيرد از آن زخم درون مشتفى « 2 »
تا نماند پشته و هموار ، از آن بىنصيب * بهره گيرد از زلالش هر فراز و هر نشيب
خرّمى يابد درختان نكهت « 3 » آرد بوستان * سبزه رويد در صحارى « 4 » غنچه گيرد گلستان
نرخها ارزان شود در بعد بيع و اشتراء « 5 » * قادرى بر هر چه خواهى طىّ وجه ( ما تشاء ) « 6 »
( قطع شد گر رحمت ايزد به روى آدمى * از گناه بندگانى همچو ( ناهى ) ديدمى
پايان خطبهء 143
هامش
( 1 ) خشك شده
( 2 ) شفاخواه
( 3 ) بوى
( 4 ) صحراها
( 5 ) خريد و فروش
( 6 ) آنچه مىخواهى