خطبهء 142 از سخنان آن حضرت عليه السّلام است ( در مذمّت مالدارى كه مالش را بى جا و بىمورد مصرف مىكند )
( 1 ) آنكه احسان مىنمايد در سبيل غير حقّ * يا كه مىبخشد ز اموالش به غير مستحقّ
جز ز تمحيد اراذل نيست سودى بهر او * يا كه از اشرار و جهّالش مقال و گفتگو
اين ثناها و محامد « 1 » تا زمانى كه مثبت است * كز براى اين اراذل آن سماط « 2 » و نعمت است
اى بسا بخشندهايكه در عطا و بذل مال * بهر او حاصل نمىگردد نصيبى جز ملال
بسكه او را بذل و اعطا در روند شرع نيست * مقصد و منظور او را نيز اصل و فرع نيست
( 2 ) هر كه را خلّاق سبحان مال و امكان داده بيش * بايد ارزانى كند بر اقربا و قوم و خويش
لازم است او را ضيافت از حميم « 3 » و آشنا * دست امداد و اعانت بر اسير و بىنوا
واجب است او را حمايت از فقير و وامدار * ( نصرت و امداد مالى بر يتيم سوگوار )
بايد از او رفع حاجت ، دفع رنج و نائبه * بردبارى و رعايت در حقوق واجبه
بايد اعمالش بود از روى صدق و اعتبار * نى ز روى خود نمائى ، نى ز روى اغترار « 4 »
( 3 ) گر شود اعطا و احسان در اساس مصلحت * مىكند از آن تراوش بادههاى مكرمت « 5 »
حاصل آن عزّت دنيا و خير اخرويست * ( ناهيا ) منظور ما اصلاح و كسب معنويست
دليل اين بيانات آيهء 6 سورهء بلد مىباشد
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً .
هامش
( 1 ) محمدتها و مدحها
( 2 ) سفره
( 3 ) دوست
( 4 ) كبر و غرور و فريب
( 5 ) ارجمندى و گرامى بودن