تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠

خطبهء 142 از سخنان آن حضرت عليه السّلام است ( در مذمّت مالدارى كه مالش را بى جا و بىمورد مصرف مىكند )

( 1 ) آنكه احسان مىنمايد در سبيل غير حقّ * يا كه مىبخشد ز اموالش به غير مستحقّ جز ز تمحيد اراذل نيست سودى بهر او * يا كه از اشرار و جهّالش مقال و گفتگو اين ثناها و محامد « 1 » تا زمانى كه مثبت است * كز براى اين اراذل آن سماط « 2 » و نعمت است اى بسا بخشنده‌ايكه در عطا و بذل مال * بهر او حاصل نمىگردد نصيبى جز ملال بسكه او را بذل و اعطا در روند شرع نيست * مقصد و منظور او را نيز اصل و فرع نيست ( 2 ) هر كه را خلّاق سبحان مال و امكان داده بيش * بايد ارزانى كند بر اقربا و قوم و خويش لازم است او را ضيافت از حميم « 3 » و آشنا * دست امداد و اعانت بر اسير و بىنوا واجب است او را حمايت از فقير و وام‌دار * ( نصرت و امداد مالى بر يتيم سوگوار ) بايد از او رفع حاجت ، دفع رنج و نائبه * بردبارى و رعايت در حقوق واجبه بايد اعمالش بود از روى صدق و اعتبار * نى ز روى خود نمائى ، نى ز روى اغترار « 4 » ( 3 ) گر شود اعطا و احسان در اساس مصلحت * مىكند از آن تراوش باده‌هاى مكرمت « 5 » حاصل آن عزّت دنيا و خير اخرويست * ( ناهيا ) منظور ما اصلاح و كسب معنويست
دليل اين بيانات آيهء 6 سورهء بلد مىباشد
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً .
هامش
( 1 ) محمدت‌ها و مدح‌ها ( 2 ) سفره ( 3 ) دوست ( 4 ) كبر و غرور و فريب ( 5 ) ارجمندى و گرامى بودن