بسيار ارزنده و برازنده در بطن روزگار براى احياء حقائق بنام نهج البلاغه بيادگار گذاشت .
كه طىّ آن دنيا و معايب و محاسن آن را براى تحكيم مبانى اخلاقى ، براى جامعه بشرى تعليم فرمود و ذمائم و حمائد آن را در ديدگاه بينايان و متعظان ترسيم نموده است و آخرت را بعنوان دار القرار مطمئن و حصار امن براى متّقيان و اهل ايمان معرّفى فرموده است .
نهج البلاغه حاوى علميست پايدار * كز آن برند فيض ، جماعات ، كلّ و عام
يا چشمهايست صاف و زلال و بلوروار * كز آن خورند قاطبهء ناس ، مستدام
با استفاضه از چشمهء فيّاض آن امام شيرين جان و پيشواى و الا مقام كه شرح صدر و ارزش وجودى او را آيهء شريفهء
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
سورهء حشر بيان فرموده .
و با استمداد از فرمايش آن بزرگوار كه فرمود ( ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطّير ) يعنى تمام علوم و معارف اسلامى مانند سيل از دامنهء من سرازير مىشود و هيچ مرغى در پرواز به آن نميرسد . ( خطبهء شقشقيه ) و با استعانت از خداوند مستعان و استفاده از انديشه و افكار دوستان و نظريّهء نويسندگان و بينش انديشمندان و در مجموع ، عنايت كردگار و بهرهگيرى از فرصت روزگار ، بخت راكد بيدار گشت و استعداد ناچيز به كار افتاد ، تا توانستم خطبههاى سوّم و چهارم را با شرح شعرى بتحرير آورم با اينكه داراى نقاط ضعف است ولى اميد است با توجّه شايانيكه خوانندگان عزيز مبذول خواهند داشت موانع بر طرف گردد و روزنهاى بعالم وسيع نهج البلاغه گشوده شود ، و الّا اين بندهء حقير و چاكر مستمند نمىتواند مفاهيم و معانى نهج البلاغه را كه همچون درر گرانبار در نهانگاه بحار بوديعه گذاشته شده كشف نمايد .
عالم و اينهمه محصول دل انگيز و بديع * ساختار و اثر قادر حىّ ازل است
شاهد قدرت آن مبدى و دادار قديم * آسمان و مه و خورشيد و گياه جبل است
پيش بيناى خردمند عظيم است و عجيب * آنچه در خلقت زنبور و صفاى عسل است
آنچه با شعر نوشتم ز مضامين خطب * بهر ديوان على خدشه و نوعى خلل است
آن چه تأليف شد از ( ناهى ) نالان و حزين * از كلام گهرآلود امامت بدل است