خطبهء 131 در توبيخ و سرزنش اصحاب و اشاره به بعضى از صفات خود
( 1 ) گروه ظاهرا مجموع و ليكن در خفا * صاحب افكار خفته ، قلبهاى بىضياء
جسمشان حاضر ولى دلهايشان مهجور هم * ( عقلها و جسمهايشان بىتشكّل دور هم )
مر شما را داعيم با مهربانى سوى حق * ( وه شما خود را نمىخواهيد بر آن ، مستحق )
جملگى رم مىكنيد از آن بطور چشمگير * همچنان رم كردن بز از صداى نرّه شير
( 2 ) با شما هيهات ، سازم عدل پنهان آشكار * يا كه حقّى را نمايم پايدار و استوار
( 3 ) بارالها واقفى تو زانچه از ما صادر است * اين همه جنگ وصف آرائى كه بر تو ظاهر است
نى به تحصيل خلافت ، نى بكسب اعتبار * نى براى مال دنيا ، نى براى اقتدار
بلكه بهر ردّ افساد « 1 » است از اعداى خود * تا بدينسان باز گردانيم حق را جاى خود
بسكه فتنه پا گرفته آشكارا در بلاد * بهر دفن فتنهجو كرديم با خود اتّحاد
تا مگر امنيّت و اصلاح ، گردد برقرار * باز يابد وضع احكام معطّل اعتبار
( 4 ) بارالها من نخستين فرد باشم از عباد * كاو بزد ، در بام دين تو درفش انقياد
اولين شخصم كه كردم دعوت حق را قبول * در نماز از من كسى نگرفت پيشى جز رسول ( ص )
( اوّلين فردم كه ايمان بر رسول آوردهام * هم در اينجا از تمام خلق سبقت بردهام )
پس شما ديديد وضع حاكمان پيش را * زين جهت دانيد وضع مرد دور انديش را
آنكه والى باشد و حاكم بمردم در زمين * بايدى عادل بود بر اهل دين و غير دين
نىبود مرد جفاجو و بخيل و آزمند * تا نمايد ملّت خود را ضعيف و مستمند
هامش
( 1 ) فساد كردن