تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨

خطبهء 131 در توبيخ و سرزنش اصحاب و اشاره به بعضى از صفات خود

( 1 ) گروه ظاهرا مجموع و ليكن در خفا * صاحب افكار خفته ، قلبهاى بىضياء جسم‌شان حاضر ولى دلهايشان مهجور هم * ( عقل‌ها و جسم‌هايشان بىتشكّل دور هم ) مر شما را داعيم با مهربانى سوى حق * ( وه شما خود را نمىخواهيد بر آن ، مستحق ) جملگى رم مىكنيد از آن بطور چشمگير * همچنان رم كردن بز از صداى نرّه شير ( 2 ) با شما هيهات ، سازم عدل پنهان آشكار * يا كه حقّى را نمايم پايدار و استوار ( 3 ) بارالها واقفى تو زانچه از ما صادر است * اين همه جنگ وصف آرائى كه بر تو ظاهر است نى به تحصيل خلافت ، نى بكسب اعتبار * نى براى مال دنيا ، نى براى اقتدار بلكه بهر ردّ افساد « 1 » است از اعداى خود * تا بدين‌سان باز گردانيم حق را جاى خود بسكه فتنه پا گرفته آشكارا در بلاد * بهر دفن فتنه‌جو كرديم با خود اتّحاد تا مگر امنيّت و اصلاح ، گردد برقرار * باز يابد وضع احكام معطّل اعتبار ( 4 ) بارالها من نخستين فرد باشم از عباد * كاو بزد ، در بام دين تو درفش انقياد اولين شخصم كه كردم دعوت حق را قبول * در نماز از من كسى نگرفت پيشى جز رسول ( ص ) ( اوّلين فردم كه ايمان بر رسول آورده‌ام * هم در اينجا از تمام خلق سبقت برده‌ام ) پس شما ديديد وضع حاكمان پيش را * زين جهت دانيد وضع مرد دور انديش را آنكه والى باشد و حاكم بمردم در زمين * بايدى عادل بود بر اهل دين و غير دين نىبود مرد جفاجو و بخيل و آزمند * تا نمايد ملّت خود را ضعيف و مستمند
هامش
( 1 ) فساد كردن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 478 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى