گذشتگان اصحاب رسول ( ص ) خدا را يادآورى نموده و براى ابطال گفتار مخالفين مىفرمايد )
( 8 ) ما همه بوديم عمرى با رسول مصطفى ( ص ) * ( جنگ مىكرديم با كفّار و قوم اشقياء )
دور ميزد قتل و خونريزى بگرمى در ميان * قتل فرزند و پدر با قتل خويشان همچنان
( ليك ، بهر پيشرفت و اعتلاى دين حق * جملگى بوديم بر هر رنج و حرمان مستحقّ )
مىرسد آنچه ز اوجاع « 1 » و مصاعب پيش ما * غير از ايمانش نيفزوديم و عزم و ارتجاء
حقّ را امداد مىكرديم روى اشتياق * ( مىگرفتيم از پيمبر ( ص ) رمز و راز اتّفاق )
در ركابش مىرسانيديم بر شب روز را * صبر مىكرديم از دل ، زخم پيكر سوز را
( 9 ) ليك اكنون نيست با اقوام كافر جنگ ما * ( تا بدان سان صحنهاى سازيم از نو بر ملا )
بلكه جنگ ما همينك با مسلمانان بود * در سر اميال زشت و عودت از ايمان بود
و انچه بر اسلام و ايمانها يرش آورده است * از قبيل شبهه و انديشههاى سست و پست
از قبيل شرك و افكار ذميم « 2 » و نادرست * همچنان تأويلهاى ناصحيح و پوچ و سست
( كثرتى در حالت ظاهر به ايمان داخلند * ليك در باطن بكفر بعد از ايمان مايلند
دست از حق شستهاند و سوى باطل مىروند * جملگى سرگشته و حيران و عاطل « 3 » مىروند )
خلاصه در اثر تمايل ايشان بكفر و شرك و تهاجم اميال ناسالم ، حق و حقيقت در قهقرا مانده است و جنگ ما امروز براى آن باشد كه اسلام به حال خود باقى ماند و به زمان جاهليّت و انحطاط باز نگردد
( 10 ) دستمان گر باشدى نوعى وسيلت تا خدا * روى آن ما را نمايد از پريشانى رها
هامش
( 1 ) جمع وجع يعنى دردها
( 2 ) زشت و مذموم
( 3 ) معطل