تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

خطبهء 122 از سخنان آنحضرت ( ع ) كه هنگام جنگ براى اصحاب خود فرموده است

( 1 ) آنكه احساس توان در خود نمايد وقت جنگ * ياريش لازم‌تر آيد ناتوان را بىدرنگ وانگهى كه قدرت قلب است او را بيشتر * ليك ضعف و ناتوانى هست اخو را بيشتر پس بيمن برترى كه داده او را كردگار * خصم را بايد ز همكارش نمايد بر كنار واجب آيد كه كند خصم از رفيق خويش طرد * آنچنانكه دفع از خود مىنمايد در نبرد ( پس نبايستى كه بر او بىتفاوت بنگرد * همنبرد خويش را تنها گذارد بگذرد ) گر خدا مىخواست او را هم شجاع مىآفريد * ( يا كه اين را خائف از خصم از رهائى نااميد ) پس نگويد كه هر آن كه خائف است و بيمناك * بايد افتد در مصاف خصم قاهر بر هلاك ( بر قيام آيد عليرغم عدوى روسياه * فكر ترس از مرگ را بر دل نيارد هيچگاه ) ( 2 ) مرگ چون حقّ است و قاهر طالب است و با شتاب * ( هيچ كس را نيست زان پاى گريز و اجتناب ) ( پس دليرى كه ز ترس مرگ ، نصر كس نكرد * هيچگاه از چنگل آن يكقدم واپس نكرد ) چونكه امكان فرار از آن نباشد بر كسى * شربت آن را همى خواهد چشيدن هر كسى ( 3 ) بهترين مرگى كه جاى افتخار و عزّت است * قتل مىباشد كه بنيان بقاى شوكت است پس قسم بر آنكه جان ابن عمران دست اوست * قتل ، بر من اى بسا از مرگ در بستر نكوست بهتر آيد ضربت شمشير بر من يكهزار * ز اعتبار مرگ بستر غير راه كردگار ( آن يكى انگيزه‌اى باشد براى نام نيك * وين يكى داعى به نار كردگار لا شريك ) ( ناهيا ) در روز محشر نيكنامى با عليست * قتل او در مسجد كوفه گواه منجليست
پايان خطبهء 122