( 5 ) مؤمنان صادقيم همواره بر آن كردگار * چون كى كه ناظر احوال غيب است آشكار
وعدههائى كه به او داده خداى مهربان * از قبيل دوزخ و نار و بهشت جاودان
مثل اينكه ديده و بر وضع آنها واقف است * ( بر بهشت اميّدوار و از جهنّم خائف است )
آن چنان مؤمن كه شكّ و شرك را از خود زدود * از يقين آب عمل خورد و به طاعت ره گشود
( 6 ) هم گواهى مىدهيم اينكه جز او معبود نيست * ( خالق كلّ جهان هر آنچه بود و بودنىست )
همچو خلقت را عصاره عبد ايزد مصطفا * بندهء مخلص براى اوست و ختم الانبياء
اين شهادتها اگر از روى صدق نيّت است * ( بهر تثبيت عملها در كمال قدرت است )
قول و كردار نكو را اوج بخشد هر زمان * ( تا قبولاند عمل را ، بر خداى مهربان )
اين گواهىها اگر در كفّهاى شد برقرار * گر سبك گويند ، ( در منطق ندارد اعتبار )
ورنه بردارند سنگينى برايش ناسزاست * پس ، عملها بىشهادت ، بىثبات و بىبهاست
( بنده را اعمال شايان بىشهادت باطل است * ور شهادت روى كار آيد بعزّت نائل است )
اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه الّتى هى الزّاد . . . شما را بتقوا و ترس از خدا سفارش مىكنم
( 7 ) بندگانا : بر شما تقوا سفارش مىكنم * ( شيوهء خوشبختى و ايمان نگارش مىكنم )
آنچنان تقوا كه استمرار زاد و توشه است * ( از سعادتها و عزّتها سراسر خوشه است )
بهر دارنده پناه و بهر پوينده معاذ « 1 » * بهر جوينده نجاح « 2 » و بهر يابنده ملاذ « 3 »
مىشود بر صاحبان خود پناه و رهنما * ( تكيه گاهى در عنا و پايگاهى در بلا )
بهترين دعوت كننده گشت و داعى بر انام * افضل مردم ز روى استجابت برد گام
( 8 ) ( داعى مردم ، رسول حقّ و ختم الانبياست * درك دارنده ، ابو الاطهار ، علىّ المرتضاست )
هامش
( 1 ) پناهگاه
( 2 ) رستگارى
( 3 ) مأمن