تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
( 14 ) اى شگفتا چيست آنچه دل فريبد رنگ آن * شادى آن مىفريبد مردمان را همچنان باز دارد صاحب خود را ز طاعت بر خدا * ( تشنگى مىآورد هم سيرى آن در قفا ) سايهء آن موجب گرماى سخت اخروى است * ( عشوهء آن باعث تشديد جرم و كجروى است ) مرگ دامنگير را مقهور باشد هر كسى * عمر مفقود و گذشته بر نيايد بر كسى
( 15 ) سبحان اللّه ، چه بسيار نزديك است زنده بمرده ، براى ملحق شدن به او ، و چه بسيار دور است مرده از زنده براى جدائى هميشگى از او
زنده بر مرده چه نزديك است و اقرب در لحاق « 1 » * مرده از زنده چه دور است از لحاظ افتراق ( دير يا زود هر كسى خواهد چشيدن مرگ را * خواهد امد صرصر آبان و آذر برگ را )
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ *
هر نفسى چشندهء شربت مرگ است و انّه ليس شىء بشرّ من الشرّ الّا عقابه . . . نيست چيزى بدتر از بدى مگر كيفرش
( 16 ) نيست چيزى بدتر از شر جز عقاب و كيفرش * ( هر كه داند ايزد دانا معين و ياورش ) نيست چيزى بهتر از نيكى و احسان همچنان * غير از اينكه گشته پاداشى مشخّص بهر آن ( 17 ) رسم آن باشد كه ما را هر متاعى در جهان * در شنيدن اعظم و اولىتر آيد از عيان ليك عقبى را عيان نيكوتر آيد از سماع * اين ندا را گر نمايد گوش معنى استماع از نهانىها شنيدن باد كافى اختبار « 2 » * از زبان حضرت محمود و الا اعتبار ( 18 ) پس بدانيد آنچه كم باشد شما را زين جهان * ليك افزونى بود روز قيامت در توان
هامش
( 1 ) ملحق شدن ( 2 ) با خبر شدن