تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
يا چو عمرى كه بسان توشه يابد خاتمه * يا چو راهى كه برفتن مىپذيرد خاتمه
( پس چه جاى لذّت و عشرت در جهانى كه از مبنا منهدم است ) و يا عمرى كه مانند ذخائر زمستانى تمام خواهد گشت
( 6 ) بهر خود واجب نمائيد آنچه ايزد گفته است * در پى تقصير ، ديو نامردادى خفته است بر اداى آنچه ايزد از شماها خواسته * ( گر تكاهل بود ، نفس دون به پا برخاسته ) از خدا در اين زمينه استعانت لازم است * ( آن زمانكه عقلها در كار و تنها سالم است ) دعوتى كه مرگ قاهر مىنمايد از شما * گوش جان بر آن سپاريد و كمال اعتناء توشه برداريد بر آن راه سخت و پر خطر * پيش از آنكه نامتان خواند منادى بر سفر
انّ الزاهدين فى الدنيّا يبكى و ان ضحكوا . . . دلهاى پارسايان از ترس خدا گريانند و لو اينكه بخندند .
( 7 ) پارسايان گريه‌ها دارند در دل اندرون * گر چه آنها را به بينى چهره خندان در برون حزن آنها باشد از خوف خداى انس و جان * ظاهرا هر چند هم باشند شاد و شادمان گر چه مغبوطند بين توده‌هاى اجتماع * هرگز از پر خاش نفس خود ندارند امتناع ( 8 ) ياد مرگ از قلبتان مخفى و پنهان گشته است * ( سختى آن در نظر بسيار آسان گشته است ) سلطه دارد ، آرزوهاى دروغين بر شما * جا گرفته مستدام آمال باطل در شما سوى خود برده شما را جلوه‌هاى دهر دون * تا شويد آخر بقعر پرتگاهى سرنگون ( تا بدانجا كه احب آمد شما را در نظر * اين جهان از آخرت ، اى توده‌هاى بىخبر ) ( 9 ) در ره دين خدا با هم برادر گشته‌ايد * ( در مساوات و حقوق خود ، برابر گشته‌ايد ) بين‌تان هرگز نيندازد جدائى هيچ چيز * جز نفاق و خبث باطن تا بروز رستخيز زين جهت هرگز نمىباشيد يار يكديگر * بر نمىداريد در امداد ، بار يكدگر
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 426 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى