( دفع آن را مىكنيد ، ار جمع داريد آتشين * منهزم سازيد و نابود ، از شمال و از يمين )
پس شما بر نقض پيمان الهى مايليد * ليك بر نقض عهود پست آباء حايليد
نقض پيمانهاى زشت و منكر آباءتان * ننگ مىآيد شما را مىفزايد داءتان
( 11 ) حكم پاك ايزدى مىگشت واجب بر شما * بهر آن موجود بود هر گونه پاسخ در شما
از شما صادر همى شد حكم ايزد در قضاء * حكمهائيكه زمان مىكرد بر آن اقتضاء
پس مقام خويش را از روى ميل و اختيار * بر ستمكاران نموديد و سلاطين واگذار
و القيتم اليهم ازمتكم . . . شما زمام كارهايتان را بدست ايشان ( معاويه و پيروان او ) سپرديد و خود تماشاگر صحنه گشتيد . و در احكام الهى از ايشان تبعيّت كرده و دنبالهرو آنان شديد .
در حالى كه ايشان در تكاليف شرعيّه به شبههها و آراء باطله متوسّل مىشوند . پس با چنين وضع تأسّفآور از آنها چه انتظار داريد .
حالا ديدگان پر اشك مىخواهم كه به حال اسف بار شما اشك بريزند و به شما با نگاه تأسّفآور بنگرند و آيندهء شما را تماشا نمايند . قبل از اينكه اين ديدگان بعنوان تماشاگر به چهرهء شما گشوده شوند بيائيد راه خوشبختى را به روى خود بگشاييد و از امام مفترض الطّاعه پيروى نمائيد .
دستشان داديد مفتاح و زمام كار را * ( تا براى خود پذيرفتيد ننگ و عار را )
دست هم داديد در تضعيف حكم كردگار * تا بدانها واگذاريد امر دين استوار
پس ز آنها پيروى كرديد و طاعت بىدليل * ( در حقيقت كردهايد از حق برائت بىدليل )
حال آنكه در شريعت راه باطل مىروند * در پى اميال و خواهشهاى نفسى مىدوند
( 12 ) اين تسلّط بهر آن سامان نخواهد ماند نيز * ( بهر آنها از بنى عبّاس بينم تيغ تيز )
بر خدا سوگند باشد زير چرخ نيلگون * جمعتان را گر نمايند از ديار خود برون