از كرامات الهى مر شما را اين بس است * كز پى آن بت پرستى از عقيدت ملبس « 1 » است
با وجود لطف ايزد ، ارج و ارزش يافتيد * از كمند كفر ، جان برديد و بينش يافتيد
تا كنيزان شما را هم گرامى داشتند * ( حال آنكه قبل از آن بىارج مىپنداشتند )
فرقهايكه با شماها عهد و پيمان بستهاند * همچنان هستند ايشان زان كرامت بهرهمند
سر فرود آرد شما را آن كسى كه در شما * نيست او را برترى و امتياز و اجتباء « 2 »
همچنان تعظيم دارد مر شما را آن كسى * كز شما هرگز نپوشيده ز نيكى ملبسى
از شما ترسد كسى كه او نترسيد از شما * قهر و استيلاى تان را هم ندارد اعتناء
از شما بر او امارت نيست و سلطه هيچگاه * پس ز اسلام است و قرآن خوف و بيم پادشاه
( خوف آنها نيست هرگز از سيوف مسلمين * بلكه از دين است و اسلام و صفوف مسلمين )
ترس آنها باشد از قرآن و اسلام عزيز * نى ز بازوى تواناى شما و تيغ تيز
پس چنان كه اين چنين داريد دينى استوار * از چه رو كفران نعمت مىنمائيد آشكار
در اين قسمت امام عليه السلام از آن جائى كه مىخواهد اصحاب خود را بمسئوليّتهاى بزرگى كه دارند توجّه دهد مىفرمايد اكنون كه مىبينيد پيمانهاى خدا را زير پا مىگذارند و به اسلام پشت پا مىزنند ولى اعتراض نمىكنيد معاويه بر امام واجب الاطاعه يا نمىگشته و بفرمان او اموال مسلمين و معاهدين « 3 » را غارت كردهاند . متاسّفانه شما همچون عروسان حجلهنشين از خانه بيرون نمىآئيد .
( 10 ) حال مىبينيد عهد كردگار لا ينام * نقض گشت و منقضى شد با وجود اهل شام
گشته ياغى رهبر آنها بما و دين ما * ( ليك مىبينم شما را پاى كنج انزواء )
ظلم و غارت پا گرفت و جور ، پيش چشمتان * نيست بر اين وضع ناموزوون خروش و خشمتان
هامش
( 1 ) پوشش
( 2 ) برگزيدگى
( 3 ) يهوديان زير پرچم اسلام