تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
رستگارى بهر آن كس كه حقيقت را شناخت * چشم و بينائى به آن كه راه يافت و خود نباخت آگهى بر آن كسى كه در نصيحت مقبل است * رستگى آن را كه اقرارش هميشه در دل است خير و اطمنيان به آن كس كه توكّل كرده است * ( هر مراد و نامرادى را تقبّل كرده است ) امن و آسايش بر آن كس كه امور خويش را * ( بر خدا تفويض كرده ، حين و بعد و پيش را ) گاه بينى كه سپر پيش بلايا بوده است * بهر آن كس كه بسختىها شكيبا بوده است ( 3 ) بهترين راهى كه از هر راه ديگر روشن است * در حقيقت راه اسلام است و راه احسن است برتر آمد آن طريق از هر كجى و اعوجاج * روشنى بخش است از هر نور تابان آن سراج از مصابيحش پيمبر ( ص ) در قبالش اوصياست * در ميادين يكّه‌تاز و پيشتاز و پيشپاست ( 4 ) بهر سبقت جمع كرده اسب‌هاى تيز پا * ( تا سبق گيرد سواران در تقرّب بر خدا ) آنچه اعطا مىشود چيزى بنام جايزه * در اهميّت نفيس است و به ارزش فايزه صاحبان فاتح آن اسبهاى تند پا * از شريفانند و داراى وقار و اعتلاء از علاماتش همان توحيد باشد بر خدا * ( باروندى كه عيان كرده رسول مصطفى ( ص ) ) غايت آن مرگ و ميدانش همانا اين جهان * جاى راندن محشر و خلعت بهشت جاودان
اين قسمت خطبه در وصف پيمبر اكرم صل اللّه عليه و إله مىباشد .
( 5 ) ( بهر تبليغ رسالت در طريق اهتداء * كوشش بسيار فرمود آن حبيب كبريا ) در جهان كرده است شمع رستگارى شعله‌ور * تا كه باشد طالب فيض و سعادت بهره‌ور پرچم ارشاد را كوبيد روى بام علم * تا بلند آوازه گرداند بعالم نام علم چشمهء علم و هنر فرمود جارى روى حلم * تا هر آنكو تشنهء علم است نوشد جام علم بارالها ، او امينت هست و عبدى زنده ياد * شاهدى باشد ترا روز قيامت ، بر عباد نعمتى باشد ز تو بهر خلايق ، جاودان * رحمتى باشد همانا ، همچو ابر آسمان بهر مردم برگزيدى بر صلاح و راستى * پايه‌هاى رحمت و مهرش همى بر جاستى
بارالها . . . بالاترين مراتب قرب و منزلت را بجنابش مرحمت فرماى