تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
اى خوشا آنكه دلش با رشتهء اعمال نيك * مرتبط بوده عميقا با خداى لا شريك
اين دو بيت از سعدى عليه الرحمة در رابطه با قوّهء قهريهء خداوندى كه در صورت اعمال آن بوجود مىآيد .
گر بمحشر خطاب قهر كند * انبياء را چه جاى معذرت است پرده از روى لطف گو برگير * كاشقيا را اميد مغفرت است
قسمتى از همين خطبه ( راجع به فتنه و فساد و خونريزيها و سختىها كه بعد از آن حضرت واقع مىشود ) فتن كقطع اللّيل المظلم . . . ( بعد از من ) فتنه‌ها مانند شب تاريك ظاهر شوند :
( 3 ) در پى من فتنه‌هائى در زمان سر مىكشند * فتنه جويان ، آتش فتنه ز مجمر « 1 » مىكشند مىشود همچون شب تاريك ، وضع روزگار * ( راهيابى سخت مىگردد ، براى رستگار ) بهر اطفاء چنين آتش نيايد هيچكس * ( تا بگيرد حقّ مظلومى ز آنها باز پس ) بيرقى بر ضدّ آن فتنه نيابد اهتزاز * لشكرى بر دفع آن آتش نباشد كارساز بر جلوگيرى از آن دشمن نخواهد شد قيام * در دل فردى ندارد رمزى از اين اهتمام ( 4 ) فتنه‌ها چون اشترى باشد مجهزّ ، با مهار * مىدواند هر طرف آن را جلودار و سوار يا به تعبير دگر آن فتنه‌هاى جانگداز * بهر قلع و قمع‌تان آماده‌اند و پيشتاز فتنه‌جويان دسته‌اى باشند اذيّت پيشگان * فرقهء طغيانگر و قوم لجاجت پيشگان قصد ايشان بيشتر كشتار باشد در جهان * نى كه عنوان از چنين منظور ، غارت در ميان
بالاخره گروهى از خود گذشته و جان بر كف كه سينهءشان از يقين موج مىزند و قلبشان از ايمان لبريز است براى رضاى خدا با آن فتنه جويان و آشفتگى طلبان جهاد
هامش
( 1 ) آتشدان