تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
( 5 ) اى بسا خواهد وزيدن روى كوفه باد سخت * ( كوفه را ويران نمودن روى خلق تيره بخت ) باد سخت قاصفه ويران نمايد كوفه را * تند باد عاصفه از بن زدايد كوفه را شاهد ويرانيش باشد زمان و روزگار * تا چشاند خلق را محصول تلخى از شرار در پى آن مدّت و بعد از زمانى انتظار * مىكنند آنگه گروهى با گروهى كارزار ( آنزمانكه فتنه بازار شرارت گرم كرد * هر گروهى با گروهى دست و پنجه نرم كرد ) آنچه بر پا بود و سخت از سنبلات آدمى * قامت رعنايشان محصود « 1 » گردد در دمى و آنچه محصود است يعنى اوفتاده ناتوان * زير پاى فتنه جويان خرد گردد بىگمان زرد گردد غنچه‌هاى تر ز گلشن دامنى * فتنه‌گر از كشت فتنه كشته سازد خرمنى حاصل باد فتن « 2 » تخريب باغ ايمنى است * كشت فتنه ( ناهيا ) آخر ز كشته خرمنى است
گفتار مؤلّف ( ناهى )
گر شرار فتنه بر خيزد زنار فتنه‌جو * جان و هستى را بخاكستر مبدّل مىكند گاه مىسازد ز خون بىگناهان جويبار * گاه بزم عشق را ميدان و مقتل مىكند گاهى از بسيارى تخدير « 3 » و فرط اختناق * خانه‌هاى خلق را بر خلق معزل « 4 » مىكند فتنه‌جو از فتنهء خود هم نباشد در امان * ليك آن را خود به غير خود محوّل مىكند گر چه علمش ( ناهيا ) كان فساد و محنت است * ليك خود را در جهان دانا مسجّل مىكند
پايان خطبهء 100
هامش
( 1 ) درو شده ( 2 ) فتنه‌ها ( 3 ) سست كردن ( 4 ) منزوى گاه
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 368 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى