خطبهء 100 از خطبههاى آنحضرت ( ع ) مشتمل بر حوادث و پيشامدهاى سخت ( كه بعد از آن بزرگوار واقع شده )
( 1 ) ( خالق عالم خدائى كه بعالم ناظر است ) * اوّل هر اوّل است و آخر هر آخر است
مبتداء بر كلّ اشياء جهان و خلقت است * خلقتا هر شيئى را آخر بسويش عودت است
بر اساس علم دين هر آخرى را آخر اوست * قبل از ابداع جهان و ماسوا تا آخر اوست
كلّ اشياء جهان بر او مؤخّر بوده مىشود * آخرين چيز جهان را نيز آخر بوده مىشود
بهر اوّل بودن او لازم آيد ابتداء * اين دليل ايراد گردد ، كاو ندارد ابتداء
بهر آخر بودن او نيز بايد اين گواه * كاو ندارد بهر خود پايان و آخر هيچگاه
( پس اگر ترسيمى از آغاز و پايان داشته * عقلها در جستجويش اشتباه انگاشته )
من بوحدانيّت او عارفانه شاهدم * ( چون به قرآن گفته من پروردگار واحدم )
آن چنان بر او گواهم كه نهان و آشكار * در گواهى همچنان باشند با هم سازگار
على عليه السلام دلسوز و مهربان بر خواصّ و عوام ، وصىّ بلالفصل پيمبر اكرم ( ص ) و ولىّ پروردگار عالم ، جهت هشدار قوم خويش از خطر انحراف و تحذير از عواقب شوم اختلاف و بيدارى از خواب غفلت و ترساندن از كابوس جهالت ، گوشزد مىفرمايد كه مبادا با مخالفت و عصيان با او خود را بگناه بيندازند و مشمول غضب پروردگار عالم شوند . لذا فرمود ايّها النّاس
( 2 ) پس شقاق « 1 » من نيندازد شما را بر گناه * تا كه گفتار مرا گيريد لغو و اشتباه
گر تمرّد بود از من آنچه گفتم بر شما * ( در جهالت باز مىمانيد حيران بر ملا )
هامش
( 1 ) مخالفت