تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
را به چشم سر نمىتوان ديد بلكه به چشم دل مىتوان ديد .
( 56 ) بارالها اين توئى شايستهء وصف جميل * ( اى خلائق را در اين دنياى پهناور دليل ) نيست بر سلطانى تو انتها و ابتداء * نعمتت بيرون ز حدّ و رحمتت بىانتها غمزهء لطف تو ما را بهترين لطف است و بس * هر اميدت بهر ما شايسته امّيد هست و بس ( باب‌هاى رحمتت باز و مفتّح روى ماست * دست جود و بذل تو بالاترين دستهاست ) ( 57 ) بسط قدرت داده‌اى در قول و گفتارم بسى * زان بساطت « 1 » جز ترا وصفى نگفتم بر كسى رو نياوردم بسوى بدگمانىها به آن * ( سوى حرمان و فريب و سرگرانىها به آن ) ( رو نياوردم به سوى خلق با آن بسط قلب * چونكه بىتو گشته از ايشان قواى قلب ، سلب ) حفظ كردى اين زبانم را ز مدح خلق خويش * جز تو بر خلقم نخواهد بود وصف و مدح بيش ( 58 ) هر ثناگو را ز ممدوح ، اجر و مزد است انتظار * ( انتظارم از تو عفو است و قبول اعتذار ) پس اميد حاجت من ضمن عرض مسئلت * توشه‌هاى رحمت است و گنجهاى مغفرت
بارالها : اينجا كه من مشغول تعظيم و توحيد توام جاى كسى است كه ترا بيگانگى ستوده و تفرّد و يكتائى را شايسته تو پنداشته و غير از تو را بر آن محامد و اثنيه « 2 » سزاوار ندانسته .
( 59 ) اين مكان كه بر تو چون من سجده كرد و ياد برد * جاى آن عبد ذليل است كه ترا يكتا شمرد جز تو فردى را سزاوار ستايش در نيافت * ( خالق و معبود بر اين آفرينش در نيافت ) پس مرا جائيست متقن بر بيان حرف حقّ * ( كان مكانرا نيست هر گوينده هر كس مستحقّ ) ( 60 ) فقر من افزون و معطوف تو باشد فاقتم * بىتو هرگز بر نمىآيد نياز و حاجتم ذلّت فقر مرا جبران نخواهد كرد هيچ * جز عطايت اى خدا از بندهء خود رومپيچ پس در اين موقف كه من هستم بذكرت غوطه‌ور * راضى از من باش و خشنود اى خداى دادگر
هامش
( 1 ) شيرين گفتارى و بلاغت ( 2 ) جمع ثناء
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى