تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
( آيهء ثانى كند او را بعصيان متّهم * آيهء ثالث به استغفار و خسران متّهم ) « 1 » ( سورهء طه و اعراف آشكارا گفته است * محتواى اين نوشتارم در آنها خفته است )
بارى سبحان و آفريدگار جهان بعد از قبض روح آدم ، فرزندان و ذريّات او را در باب معرفت و ربوبيّت كه حجّت بر آن استوار فرموده به حال خود وانگذاشت بلكه رهنمايانى از انبياء را بعنوان دليل راه بر ايشان بر گزيد تا با تسلسل و تواتر در رسول اكرم صلّى إله عليه و آله پايان داده و جاى عذرى بر نسل او باقى نگذاشت .
( 47 ) بعد از آنكه قبض روحش كرد ربّ مستعان * برگزيد از انبياء ، روى تسلسل جاى آن ( اوّل آنها مشخّص گشت و گفتم ماجرا ) * آخر ايشان محمّد ( ص ) روح ما او را فدا
پروردگار مهربان ضمن اينكه بندگان خود را بدون رهنمائى و ارشاد وانگذاشت ، روزى ايشانرا نيز از طريق عدالت ، بحسب استحقاق و استعداد مقدّر فرمود تا بدينوسيله آزمايش شوند .
( 48 ) با عدالت كرد روزى را مقدّر بر عباد * گاه كم بر حسب استحقاق هر كس گه زياد گاه با تنگى و دشوارى و عسرت بر كسى * گاه با افزونى و تمهيد و وسعت بر كسى تا كه با تحصيل روزى جمله گردند امتحان * مالدار و تنگدست و زورمند و ناتوان اغنياء با شكر نعمت‌هاى افزون بر خدا * در شدائد ، صبر كردن بهر قشر بىنوا ( پس عيار بندگان را با محك بشناخته ) * نوش دولت را به نيش فقر مقرون ساخته ( 49 ) صحّت و سقم و دم و غم را بهم پيوسته است * عيش را با ريسمان درد و غصّه بسته است مدّت آجال مردم را مقدّر كرده است * بيش و اندك يا مقدّم يا مؤخّر كرده است مىكشد با مرگ قاهر ريسمان عمر را * مىبرد با تيغ تيزش بند جان عمر را
هامش
( 1 ) طه 121