ابرها را از كجا بوده تراكم در فضا * علّت پيوستن آنها چه باشد در هوا
آنچه را كه مىنشاند بر اراضى گرباد * ( روز ايقاع « 1 » و زمان خودنمائى از رماد )
آن چه را كه سيل ويرانگر بيغما مىبرد * و آنچه مور ناتوان زاد زمستان مىكشد
در كجا دارند لانه ، صاحبات بال و پر * از چه رو خوانند آنها در محلّ و مستقر
( 53 ) آنچه اقيانوس و بحر آورده لؤلؤ در صدف * ( آنچه منظور است بهر هر مؤمّل « 2 » از هدف )
آن چه تابيده برويش مهر تابان آفتاب * آن چه پوشانده به سختى ليل مظلم بانقاب
داند آن را كه فرو پوشانده چهره ، ليل داج * يا كه خورشيد منوّر داده بر آن ابتهاج
هر قدم كه نسل انسان در زمين برداشته * هر هوا و عشق و سودائى كه در سر داشته
هر صدا و جنبشى كه روى داده در زمين * هر كلام و خندهاى كه بود كس را لب نشين
و مستقرّ كلّ نسمت و مثقال كلّ ذرّة . . . خداوند بجايگاه هر جاندارى واقف است .
بحث همچنان پيرامون عظمت خالق و شگرفى مخلوق ادامه دارد و على عليه السّلام مواعظ دلپذير خود را همچون درّ گرانبها و گوهر گرانبار از درج دهان مىفشاند و در دلها مىنشاند .
( 54 ) پس خداوند جهان داناست بر كلّ انام * بر نياز هر كسى از زاد و كسوت تا منام
جاى هر جاندارى و مقدار و وزن ذرّهها * سير هر جنبنده و ميزان ريگ درّهها
بر صداهائى كه هر وقت از حناجر مىدمد * ( بر هماهم « 3 » يا كه سافوت « 4 » و صفير نيك و بد )
آنچه در روى زمين است از قبيل سر درخت * ( سنگريزه در صحارى برگ و ميوه در درخت )
آنچه باشد در رحم مانند نطفه برقرار * ( ديدههائى كه از آن دارند رنج انتظار )
يا چو خونى كه در آنجا سفت گشته همچو لحم « 5 » * ( يا خصوصيّات مبسوطه درون خون و شحم )
صورتى كه تازه در دنيا تولّد يافته * ( يا كسى و چيزى از جمعى تفرّد يافته )
هامش
( 1 ) پيوستن و واقع ساختن
( 2 ) آرزومند
( 3 ) همهمهها
( 4 ) صدائى كه از حروف هجا تشكيل نيابد
( 5 ) گوشت