آغاز جزو دوّم نهج البلاغه الحمد للّه الّذى كلّت الالسن عن غاية صفته ، و العقول عن كنه معرفته ، و تواضعت الجبابرة لهيبته ، و عنت الوجوه لخشيته ، و انقاد كلّ عظيم لعضمته ، و صلاته و سلامه على سيّدنا اشرف المرسلين محمد و إله الائمّة الهادين .
تجلّى انوار جلال الوهيّت در تجلّيگاه عشق ، كه قلوب عشّاق را چيره شود و عيون شانرا خيره نمايد .
حمد افزون بر خداون زمين و آسمان * آن خدائى كه ز وصفش عاجز آمد هر زبان
عقلها از درك ذات او پريشان ماندهاند * و همها از نعت « 1 » كهنش مات و حيران ماندهاند
خاضعند او را بسى گردنكشان روزگار * داغ ذلّت در جبين و مهر خفّت در عذار
سر فرازان زمان دارند او را انقياد * سرشناسان دهور از وى بگيرند اعتضاد
پس سلام او به آن عبد گرامى مصطفى ( ص ) * باعث اين خلقت عظمى و ختم الانبياء
هر چه از خود داشت آخر وقف دين خود نمود * از خدا باشد مر او را صد سلام و صد درود
از خدا باشد به آل او هزاران آفرين * آفرينش بهر ايشان بود حقّا در زمين
بارالها يارايشان را گرامى دار و يار * دشمن و بدخواهشانرا روسياه و خوار دار
نصرتش افزون نما آنكس كه نصرت كردشان * خوار فرما تودهاى را كه بخوارى بردشان
هامش
( 1 ) ستايش