تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بخداى عالميان قسم ، رسول اكرم صلّ اللّه عليه و آله و سلّم ، به پيشينيان و اسلاف شما چيزى نشنوانيد غير از اينكه من امروز به شما مىشنوانم :
( 6 ) آنچه مىگويم چنان دارم يقين و اعتماد * كز درون دل خدا را دارم اين سوگند ياد حضرت ختم رسالت رهنماى اهل دين * ( پندها فرمود ، احلى از شراب انگبين ) او نشنوانيد چيزى گوش اسلاف شما * غير از اينكه آن نيوشاندم شما را بر ملا نيستيد امروز از ديروز آنها سست‌تر * گوشتان از گوش آنها نيست كند و پست‌تر در قيامت عذرتان مقبول و جا افتاده نيست * چون تجاهل در عقيدت اشتباه ساده نيست گوش و دل يا چشم بينا كه به آنها داده‌اند * مثل آن گوش و دل و ديده ، شما را داده‌اند رويتان راه گريز و معذرت را بسته‌اند * اى خوشا آنان كه راه رستگارى جسته‌اند ( رويتان گردد مقفّل باب‌هاى اعتذار * اين شما را زنگ بيداريست و بوق هوشدار ) ( نيست ممكن تا بخوانيد و بگوئيد اين سخن * كاى دريغا كو حديث مستشار مؤتمن ؟ ) نفس خود را خود بسنجيد و بتوزين آوريد * قبل از اينكه زندگانى را برآيد سر رسيد )
و و اللّه ما بصرتم بعدهم شيئا جهلوه . . . سوگند بر خداوند جان آفرين و كفيل آسمان و زمين ، شما بعد از ايشان به چيزى بينا نگشتيد كه آنها نشده باشند و به چيزى دارا نيستيد كه آنها نداشته باشند :
( 7 ) مىخورم روى صداقت بر خداوندى قسم * كز عدم آورد بر هستى وجود اين نسم كاروان ، اين راه را رفتند پيشاپيش‌تان * نسل پيش و جملهء اجداد دور انديش‌تان نيستيد از رفتگان پيش ، دور انديش‌تر * در حظوظ و اهتمام و خيرخواهى ، پيشتر ( بردتان در بينش و تقوا از آنها بيش نيست * در توانائى و استغناء ، از آنها بيش نيست ) ( بين مردم در هنرمندى نگشتيد انتخاب * تا كه آنها مانده باشند از بطالت در خلاب ) بلكه چيزى را كه بر آنان بجا آموختند * مثل شانرا روى قدرت بر شما آموختند