تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
( 5 ) در چنين راه پر از تشويش و خوف و اضطراب * هر كسى را سائقى هست و شهيدى انتخاب سائقش آن كس كه او را سوى محشر مىبرد * شاهدش هم بر عمل‌هايش گواهى مىدهد ( سائقش مرگ است و شاهد ، جلمهء اعضاء اوست * اهل دنيا جملگى با اين مصائب روبروست )
قسمتى از همين خطبه در وصف بهشت ) بهشت مكانيست كه بيان از وصفش قاصر است و قلم از مدحش كاسر ، بدل كسى خطور نكند و از خاطر احدى گذر ننمايد به چيزى تشبيه نمىشود كه بدانند چگونه است و معادل ندارد كه گويند چون آن است :
( 6 ) رتبه‌ها در جنّت جاويد و فردوس برين * برترى دارند بر هم طبق آيات مبين ( سورهء انعام بر ما كرده آن را آشكار * در تأمّل كردنش دارى كمال اختيار ) « 1 » قصرها و غرفه‌ها دارند بر هم امتياز * ( پرچم رجحانشان گيرند موج اهتزاز ) ( رتبه‌ها با وزنهء اخلاص توزين مىشود * اعتبار هر كسى با زهد تعيين مىشود ) ( هر كسى را آن نصيب آيد كه با خود برده است * يعنى از دنياى فانى ارمغان آورده است ) ( 7 ) عيش و آسايش در آن زائل نگردد هيچگاه * آيه‌اى در سورهء رعد اين حقيقت را گواه « 2 » ساكن آن را نخواهد بود كوچ و انتقال * سورهء پاك حديد آن را گواه ايده‌آل « 3 » ساكنش از احتمال فقر و فاقه است * صحّتش در سورهء فاطر صريحا بالغ است « 4 » ماندگار آن نخواهد گشت پير و ناتوان * شاهد آن ( ناهيا ) در فاطر آمد بر بيان « 5 »
پايان خطبهء 84
هامش
( 1 ) آيهء 132 ( 2 ) آيهء 35 ( 3 ) آيهء 12 ( 4 ) آيهء 35 ( 5 ) آيهء 34