( فخر بود او را خلاف حقّ ، در سر داشتن * ساده بود و سهل ، دست از دين خود برداشتن )
( زين جهت ترك اطاعت از امام خود نمود * ملك را با اين تبهكارى به نام خود نمود )
تا رياست در ديار مصر را بر خويش خواست * ( ناهيا ) بر تن بيفزود و ولى از دين بكاست
شرحى از مادر عمرو ( نابغه )
نابغه مادر عمرو بود و جهت ناميدن او به اين نام بايد توضيحى داد كه بسيار شرمآور است . او كنيز اسير شدهاى بود كه عبد اللّه ابن جذعان او را در مكّه خريد و چون زانيه بود ، او را آزاد كرد .
پس طبق خبر پنج نفر ، ابو لهب و اميّه و هشام و ابو سفيان و عاص در يك طهر با او جمع شدند در نتيجه عمرو متولّد گشت .
بين ايشان اختلاف افتاد و هر يك دعوى پدرى نمود و چون عاص بيش همه به نابغه علاقه داشت به او نسبت دادند لذا او را به اين مناسبت عمرو ابن عاص گفتند .
پس چنين بىپدرى بر على عليه السّلام دروغ مىبندد تا مگر بدين وسيله بتواند شخصيّت او را پائين آورد .
و عليك صلوات المصلين يا امير المؤمنين پايان خطبهء 83