تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
عبرت از گذشتگان را نصيب شما گرداند .
( 3 ) بندگانا با مواعظ ، عقل را افزون كنيد * ( كينه‌هاى جاهليّت را ز دل بيرون كنيد ) عبرت آموزيد و پند از وحى منزل در حيات * تا سعادت را فراهم گردد آخر موجبات ( از ملاحم « 1 » اخذ عبرت بايد اندر روزگار * آنچه از پيشينيان ، تاريخ دارد يادگار ) بر حذر باشيد از انذارهاى كردگار * از طريق وحى منزل در خلال روزگار ( راعى سنّت شويد و داعى راه نبى * با خداوند و رسول او نباشيد اجنبى ) ( از گنه دورى نمائيد و ز غفلت اجتناب * پس نبايد جز طريق راستى را انتخاب )
فكان قد علقتكم مخالب المنيّة . . . . چرا بفرداى خود انديشه نمىكنيد و ريشهء بىچارگى خود را در نمىيابيد ، در حالى كه چنگالهاى مرگ از شما آويزان است و علائق و دلبستگىهاى دنيا گريزان
( 4 ) ( هر كه را انديشهء فرداى محشر در دل است * بر چنين فرزانه در فردوس اعلى منزل است ) ( پس چرا بر خود نينديشيد و روز واپسين * چون شما را مىرسند از ره پياپى جانشين ) از شما دلبستگيها قطع خواهد گشت زود * چون شما خواهيد گشت آخر به هجرت وانمود از گريبان شما چنگال مرگ آويخته * زندگى با مرگ و هستى با فنا آميخته چنگ مرگ اكنون گره خورده شما را در صدور * ( تا رساند پايتان را از منازل بر قبور ) كارها داريد سخت و پر فضاحت پيش راه * سعى تا در اين مراحل كس نگردد روسياه ( سخت باشد بر همه با دست خالى ارتحال * واى بر آن كه ندارد بر خداوند اتّكال ) ( قبر ، خود در چشم انسان جايگاه وحشت است * تنگناى خالى از نور و مكان غربت است ) سوق مردم سوى محشر نيز امرى مشكل است * خوف آن روز پريشانى ، درون هر دل است اهل عالم اين جهانرا زود از خود هشتنى است * طوعا و كرها بصحن حشر ، وارد گشتنى است قلب‌ها را خوف اين غمها احاطه كرده است * آخر هر امر را بر آن اناطه كرده است
هامش
( 1 ) جمع ملحمه ، جنگى كه كشتار زياد دارد