خطبهء 84 از خطبههاى آنحضرت است ( در توحيد و ذكر بعضى از صفات حقتعالى )
( 1 ) نيست معبودى جهانرا جز خداى مهربان * آنكه باشد در الوهت « 1 » لا شريك و لا مكان
اوّلى كه قبل از او چيزى نيامد بر وجود * تا بگويند اهل عالم هستى آن از چه بود
آخرى كه نيست او را حدّ و مرز و انتهاء * ( آنچنانكه در تصوّر نيست او را ابتداء )
( مبدأ هر چيز و هستيگاه هر موجود اوست * منشأ پيدايش هر كثرت و معدود اوست )
( 2 ) عاجزند از درك هر يك از صفاتش وهمها * ( در نمىيابند او را صاحبان فهمها )
عقلها هرگز به كيفيّت گواهش نيستند * صاحبان فكر و انديشه بحيرت ايستند
چون صفات او عموما زائده بر ذات نيست * هستى او بر اساس و ركن كيفيّات نيست
( در فضايش طائر انديشه از سير ايستاد * تا بغايت رفت و از بالا به پائين اوفتاد )
( در ره توصيف ذات او زبانها قاصرند * همچو در وصف صفات او بيانها قاصرند )
تجزيه ممكن نمىباشد مر او را در صفت * همچنان تبعيض ، در ذاتش نباشد مصلحت
چونكه جزء و بعض و تركيب ، از صفات ممكن است * واجب از تحديد و تعديد و زوائد بائن « 2 » است
از عيون دور است و در محدودهء اوهام نيست * او يك است امّا باستثناء ، يك ارقام نيست
در قلوب بندگان خود نگردد منحصر * اهل عالم بر نوال و بذل و فضلش منتظر
« حضرت على ( ع ) در اين چند جمله جميع مسائل توحيد را بيان فرموده و منتهى درجهء فصاحت و بلاغت را به كار برده است » از خداوند بخواهيد تا توفيق پذيرش مواعظ سودمند به شما اعطاء فرمايد و اخذ
هامش
( 1 ) خداوندى
( 2 ) بائن جدا