مصائب به آن اكتفاء نمايد .
( 4 ) صبر را مركب براى خويش داده اختصاص * استقامت در بلا او راست ملجأ يا مناص
( بر شدائد با شعار صبر غالب مىشود * رستگارى بر وجود خويش طالب مىشود )
توشهء مرگش بود تقوى و پرهيزگار از گناه * مىگذارد گام خود را بر سطوح شاهراه
( از فروغ لامع حقّ ، استضاعت مىكند * راه خلقى را چو راه خود اضائت مىكند )
( نيست از راه درخشان سعادت بر كنار * بلكه راه او هميشه ظاهر است و آشكار )
( 5 ) چند روز زندگى او را كمال مهلت است * مهلت مذكوره او را در حقيقت فرصت است
توشه بردارد ز كردار نكويش بر معاد * مرگ را آماده است هر لحظه روى اعتقاد
( دل به دنيا ور نياويزد كه آخر رفتنى است * هر كسى در تنگناى مرقد خود خفتنى است )
( عمر را بيهوده بر باد بطالت نسپرد * بلكه از آن بر معاد خود غنيمت مىبرد )
گفت ( ناهى ) را نصيحت رادمردى هوشيار * كز بطالت بر حذر باش و ز غفلت بر كنار
پايان خطبهء 75