تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مصائب به آن اكتفاء نمايد .
( 4 ) صبر را مركب براى خويش داده اختصاص * استقامت در بلا او راست ملجأ يا مناص ( بر شدائد با شعار صبر غالب مىشود * رستگارى بر وجود خويش طالب مىشود ) توشهء مرگش بود تقوى و پرهيزگار از گناه * مىگذارد گام خود را بر سطوح شاهراه ( از فروغ لامع حقّ ، استضاعت مىكند * راه خلقى را چو راه خود اضائت مىكند ) ( نيست از راه درخشان سعادت بر كنار * بلكه راه او هميشه ظاهر است و آشكار ) ( 5 ) چند روز زندگى او را كمال مهلت است * مهلت مذكوره او را در حقيقت فرصت است توشه بردارد ز كردار نكويش بر معاد * مرگ را آماده است هر لحظه روى اعتقاد ( دل به دنيا ور نياويزد كه آخر رفتنى است * هر كسى در تنگناى مرقد خود خفتنى است ) ( عمر را بيهوده بر باد بطالت نسپرد * بلكه از آن بر معاد خود غنيمت مىبرد ) گفت ( ناهى ) را نصيحت رادمردى هوشيار * كز بطالت بر حذر باش و ز غفلت بر كنار
پايان خطبهء 75