( جملهاى از كلام احتجاجاتم ايزد است * چونكه اين برهان و منطق پايدار و سرمد است )
عرضه مىگردد امور نامشخص بر كتاب * ( تا كه با آن اشكار آيد ثواب و ناثواب )
روى قران باز گردد كارهاى مشتبه * تا كه را جرم است يا عنوان عصمت از گنه
( گر ز قرآن آيهاى مشروعه بر آن نازل است * آنزمان گفتار من در اين زمينه زائل است )
( گر شريك خون عثمانم ، شريكانم كجاست * گر مرا شاهد بر آنند هر چه گوئيدم رواست )
بندگانرا هر چه اعمال است مخفى در قلوب * بر ثوابش اجر و پاداش است و كيفر بر ذنوب
( بينتان هرگز رجال راد و خير انديش نيست ) * خون عثمان مر شما را يك بهانه بيش نيست
( با چنين عذر و بهانه ، بر جبين من امام * با فريب خلق ، چسبانديد مهر اتّهام )
هر كه مولا را نداند در امامت همچو نور * ( ناهيا ) او را نمىنامند ، الّا موش كور
پايان خطبهء 74