خطبهء 74 از فرمايشان آن حضرت است هنگامى كه شنيد بنىاميّه او را متّهم نمودهاند كه در كشتن عثمان شركت داشته .
اينكه با من بودهاند آل اميّه آشنا * باز هم دارند بر من عيب جوئى بر ملا
اعترافى كه به من دارند آيا بس نبود ؟ * تا به خاموشى برند از عيبجوئى نار و دود ؟
قدمتم آيا در اسلام و شجاعت در نبرد * جاهلانرا نهى از اين بيهوده تهمتها نكرد ؟
( تا عقود تهمت از دستم گشايند و ز پا * ظاهر آيد در جهان دو از دوروئى ماجرا )
( نيست در گفتار من دانند بوئى از نفاق * غير از اينكه در عمل دارم كمال اشتياق )
( پس چرا آل اميّه با وجود آن شناخت * ظاهرا شخص على ( ع ) را قاتل عثمان شناخت )
( من اگر مايل به قتل شخص عثمان بودمى * ماجرا را از شما هرگز نهان ننمودمى )
آنچه ايزد بر سبيل وعظ ، اعلان كرده است * گوى سبقت را در اين گفتار از من برده است
( كردتان در آيه از هر ظنّ و غيبت بر حذر * از عقاب و كيفر بهتان و تهمت بر حذر ) « 1 »
نكات بسيار ظريف ، در جملات فوق به چشم مىخورد و آن اينكه امام عليه السّلام مىفرمايد : اى بنى اميّه اگر به مندرجات اشاره شده توجّه نداشته باشيد شما جزو مارقين « 2 » و مرتابين « 3 » هستيد كه در اين صورت با شما اتمام حجّت مىنمايم .
من حجيح « 4 » مارقينم احتجاجم با شما است * ( مرشد اهل يقينم احتجاجم با شما است )
دشمنم با تودهاى كه شكّ در دين داشته * ( در قفا انديشهء تخدير آئين داشته )
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ، آيهء 12 و سورهء احزاب ، آيهء 58
( 2 ) مارق خارج از دين
( 3 ) مرتاب شكّ كننده
( 4 ) مرد حجّتگو