تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

خطبهء 74 از فرمايشان آن حضرت است هنگامى كه شنيد بنىاميّه او را متّهم نموده‌اند كه در كشتن عثمان شركت داشته .

اينكه با من بوده‌اند آل اميّه آشنا * باز هم دارند بر من عيب جوئى بر ملا اعترافى كه به من دارند آيا بس نبود ؟ * تا به خاموشى برند از عيبجوئى نار و دود ؟ قدمتم آيا در اسلام و شجاعت در نبرد * جاهلانرا نهى از اين بيهوده تهمتها نكرد ؟ ( تا عقود تهمت از دستم گشايند و ز پا * ظاهر آيد در جهان دو از دوروئى ماجرا ) ( نيست در گفتار من دانند بوئى از نفاق * غير از اينكه در عمل دارم كمال اشتياق ) ( پس چرا آل اميّه با وجود آن شناخت * ظاهرا شخص على ( ع ) را قاتل عثمان شناخت ) ( من اگر مايل به قتل شخص عثمان بودمى * ماجرا را از شما هرگز نهان ننمودمى ) آنچه ايزد بر سبيل وعظ ، اعلان كرده است * گوى سبقت را در اين گفتار از من برده است ( كردتان در آيه از هر ظنّ و غيبت بر حذر * از عقاب و كيفر بهتان و تهمت بر حذر ) « 1 »
نكات بسيار ظريف ، در جملات فوق به چشم مىخورد و آن اينكه امام عليه السّلام مىفرمايد : اى بنى اميّه اگر به مندرجات اشاره شده توجّه نداشته باشيد شما جزو مارقين « 2 » و مرتابين « 3 » هستيد كه در اين صورت با شما اتمام حجّت مىنمايم .
من حجيح « 4 » مارقينم احتجاجم با شما است * ( مرشد اهل يقينم احتجاجم با شما است ) دشمنم با توده‌اى كه شكّ در دين داشته * ( در قفا انديشهء تخدير آئين داشته )
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ، آيهء 12 و سورهء احزاب ، آيهء 58 ( 2 ) مارق خارج از دين ( 3 ) مرتاب شكّ كننده ( 4 ) مرد حجّت‌گو