8 از مطالب آنچه را كه جمع كردم زان كتاب * بر سهولت منقسم كردم به چندين فصل و باب
فصلى از آن بابها ، داراى پند و حكمت است * در حقيقت فصل استثناء باب رحمت است
ضامن اندرزهاى دلنشين و جانفزاست * حاوى درمان قلب تودههاى بىنواست
حامل امثال و آداب و علوم پربهاست * مشعل ظلمات گمراهيست ، سوى راه راست
( 9 ) عدّهاى از اصدقا « 1 » و دوستان با وفا * بر چنين مجموعه گفتند آفرين و مرحبا
شاد گشتند از بهين گفتارهاى دلنواز * مرحبا گويان به آن دادند وجه امتياز
( چونكه در آن جمع بود آثار نغز بوتراب * پربها اندرزهاى ان امام مستطاب ع )
برادران و دوستان مهربان ، از من درخواست نمودند تا برخيزم و بتأليف كتابى كه حاوى گزيدههائى از بيانات و فنون فصاحت و بلاغت مولا امير المؤمنان باشد ، آستين بالا زنم و قلم بجنبانم چون ميدانستند كه آن كتاب چه مفهومى را در بر خواهد داشت و چه مقصودى را دنبال خواهد كرد :
( 10 ) دوستان از من طلب كردند امرى ايدهآل * واجب آمد تا كنم بر امر ايشان امتثال
بر چنين امر مبارك ، آستين بالا زدم * تا بتأليف كتابى سر بجنباندم قلم
چونكه ايشانراعيان آمد كه متن اين كتاب * در جهان جنجال خواهد داشت و موج انقلاب
( بحر حكمتهاى آن دارد جواهر در صدف * گر كسى را غور و غوّاصيست بر آن در هدف )
جمع كردم از بيانات امير المؤمنين ع * آنچه مطلوب حبيبان بود و ميل موقنين
پس حبيبان را خبر بود از متون آن كتاب * زين جهت كردند آن را بهر تأليف انتخاب
نامههايش دلپسند و خطبههايش دلپذير * در فصاحت بيمثال و در بلاغت بىنظير
آن بلاغت در جهان هرگز نخواهد بود و نيست * ( آن كسى كه اين حقيقت را پذيرا نيست كيست ) ؟
در كتابى جمع نيست آن محتواى پربها * ( آنچه دارد از شگفتيهاى مولا مرتضى )
( 12 ) چونكه او بر چشمهء فنّ فصاحت مورد است * خلق را بر مقصد كوى بلاغت مرشد است
هامش
( 1 ) صديقها