پيشواى پيشوايان ، رهنمون پاك عام * ( در طريق رهبرى داراى عزم و اهتمام )
او رسول اكرم ص است و بر امامان پيشوا * پيشوايان و آنام ، او را نمايند اقتداء )
رحمة للعالمين است و چراغ و رهنما * سورهء احزاب ، او را شاهد است و انبياء
( او بشارت ميدهد بر فضل و بذل كردگار * آنچنانكه خلق را از پيش ترساند زنار )
بر خلايق منتخب گرديده از طيب كرم * مايهء مجد و مباهات و شرافت بر نسم
( پاك و بىعيب و شتر « 1 » ، تنزيه گشته از عيوب * غايت مطلوب عالم ، جا گرفته در قلوب )
او درخت ريشهدار فخر و عزّ و شوكت است * شاخههاى آن بلند و در كمال زينت است
ميوههاى آن اما مانند و بنت « 2 » او بتول * در حضور او ملائك در عروجند و حلول
الصلّوة و السّلام ، على اهل بيته مصابيح الظّلم : سلام بر ائمه كه مصباح تاريكيهاى جهالتند و مفتاح بابهاى هدايت . . .
( 4 ) در پى مدح و ثنا بر آن رسول منتخب ( ص ) * صد درود و مرحبا بر دودمان منتجب ( ع )
چون نگهدارندهء خلق جهانند از بلا * در دل ظلمات نادانى مصابيح الدّجى
راه حق را جملگى نور و ضياء ساطعند * در هدايت صاحب عزم عمبم و قاطعند
دين حق را همچنان نور و منار آشكار * ( بر وجود اطهر ايشان سلام كردگار )
خلق را ميزان سنجش ، در فضيلت گشتهاند * بر نجات ، از جهل و نادانى وسيلت گشتهاند
( امتياز علمى و رجحان اهل روزگار * مىشود با اين بزرگان مكرّم ، آشكار )
در پى درود فراوان ، بر عصارهء زمان و تتمّهء دوران ، حضرت سيّد المرسلين و خاتم النبيّن ، و تحيّت بىانتها و سلام بلا انقطاع بر اهليت آن بزرگوار ، كه شاخههاى مثمر آن شجرهء تناورند و ميوههاى شيرين آن درخت بارور :
( 5 ) بهر ايشان از خداوند توانا صد درود * آن درودى كه به آن پاكان ، قرين شأن بود
هامش
( 1 ) شتر نقص و عيب
( 2 ) بنت دختر