در واقع درر « 1 » مكنون و ثمينى در اعماق بحر فضائل على است كه از ديدگاه دانشمندان نهان مانده و از چشم اندرز خردمندان پنهان .
( 13 ) پس شگفتيها از آن كان بلاغت شد عيان * كز نظر پنهان و مخفى بود ما را آن زمان
نورشان در سينهء اهل بلاغت منجلى است * در طريقت ، شيوه و قانون آنها از عليست ع
هر خطيبى پيروى كرد ، از روند آن جناب * ( تا عناوينى نمايد بر خطابه انتخاب )
واعظان را استعانت باشد از وى در سخن * ( ورنه ايشان را بود وعظ و خطابه كم ثمن )
( 14 ) جملهء گويندگان هستند او را مرتهن * كس نبرد از بين ايشان گوى سبقت در سخن
در بلاغت ، مركب سبقت بتندى راندهاند * ليك در راه اندرون ، از پا افتاده ماندهاند
در فصاحت نيز بوده بر حريفان ، پيشگام * در چنين ميدان نشد ، امكان سبقت بر آنام
چون كلامش ريشه دارد در علوم ايزدى * بر مشام آيد از آن بوى كلام احمدى ص
( 15 ) اصدقا و دوستانم بر طلب برخاستند * پس اجابت كردم آن چيزى كه از من خواستند
تا بتأليف كتابى دل بخواه و ايدهآل * خويش را كردم مهيّا با كمال امتثال
در چنان حالى كه بر توفيق باور داشتم * اجر آن تأليف را نفعى بزرگ انگاشتم
شهرت مولا على ع را بر بزرگى خواستم * ( افتخار و شوكتش را با قلم آراستم )
در وصف قدر و منزلت امير المؤمنين ( ع ) زبانها قاصرند و قلمها كاسر و در فضيلت فصاحت و بلاغت آن بزرگوار ، بيانها ناتوانند و عبارتها ناتمام
( 16 ) قصد كردم وصف مولا را نمايم در بيان * ( تا شود بر نسل آينده ، گرامى ارمغان )
گر چه او را وصف من يكنوع فضل زائد است * ليك دانم ، شأن او را كلّ عالم شاهد است
در فضائل ، گوى سبقت را ربوده از جهان * نيست او را در نكوئىها تعدّد در ميان
هامش
( 1 ) درر جمع درّ