آنجا كه امثال نياكان فرزدق در محافل و اجتماعات پيدا نمىشود ، روشن است كه امثال نياكان سيّد رضى كه به حضرت امير المؤمنين منتهى مىشود پيدا نخواهد شد .
سيّد رضى عليه الرّحمه فرمايد آنجا كه همرديفى از اجداد فرزدق در محافل پيدا نيست پس امثالى از اجداد من كه شجرهء آن بامير المومنين عليه آلاف التّحيات ميرسد ، در كجا وجود خواهد داشت ؟
آن زمان كه قصد استقبال كردم بر كتاب * گشت پيدا در سراپاى وجودم انقلاب
ديدمى متن سخنها در سه محور دائر است * از برون و باطن آنها حقيقت ظاهر است
اوّل آنها اوامر ، ضمن الحاق خطب * در مذاق عقل و جان شيرينتر آمد از رطب
دوّمى بخش رسائل ، نامههاى آن جناب * بر ولات « 1 » تحت فرمان ، از كتابت يا جواب
سوّمى بخش مواعظ ، پندهاى جان فزا * پندهائى كه بود ، سوى سعادت رهگشا
پندهائى كه در آنجا شهد عزّت مستتر * طعم بيدارى دهد در كام غافل هر سحر
فاجمعت بتوفيق اللّه تعالى على الابتداء به اختيار محاسن الخطب . . . .
بتوفيق پروردگار و امداد كردگار ، عزم خود را پياده كردم و تصميم دل را افاده « 2 » نمودم .
( 21 ) گشت توفيق خداى مستعانم در هدف * ( تا نمودم مانع راه هدف را بر طرف )
ضمن عزم راسخ و امدادر محض كردگار * نخبههائى « 3 » را زمتن آن نمودم اختيار
از رسائل « 4 » برگزيدم آنچنانكه از حكم * از اوامر نخبهها را در كشيدم بر قلم
از مواعظ نكتههائى برگزيدم سودمند * تا از آن توفيق يابد ، دوستان ارجمند
( تا كه از مجموعهء ديوان علم جاودان * در قلم عنوان نمودم دوستانرا ارمغان )
هامش
( 1 ) واليان
( 2 ) افاده نفع رسانيدن
( 3 ) نخبه برگزيده
( 4 ) رسائل جمع رساله يعنى نامه و نوشته