تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
نيزه را شرط است آوردن بجنبش هر طرف * تا مبادا دشمنان يابند امكان بر هدف صحنه را كاوش نمائيد از يسار و از يمين * اى بسا در گوشه‌اى دشمن نشيند در كمين خصم را با قدرت و صولت برانيد از جلو * تا شما باشيد در ميدان ، رجال پيش‌رو با عدو گشتيد اگر در ضمن دعوا روبرو * تيغ را بايد رسانيدن بگامى بر عدو ( چون نشان پايمردى پيش دشمن رفتن است * با هجوم و پيشتازى حال او آشفتن است ) ( بر على گفتند اصحابش كه تيغت كوته است * تيغ كارآور تدارك كن كه دشمن در ره است ) ( گفت با گامى درازش مىنمايم در نبرد * جز دلاور مرد جنگاور نكرده هيچ مرد )
و اعملوا انّكم به عين اللّه و مع ابن عمّ رسول اللّه ( ص ) شما افتخار نمائيد كه با پسر عموى پيغمبر ( ص ) همراه هستيد كه هرگز پشت بر دشمن نكرد و فراريان را تعقيب نمود .
( 3 ) شاهد عينى است در ميدان شما را كردگار * داند و بيند هر آنچه در نهان و آشكار با پسر عمّ رسول مصطفى هستيد هان * از شما يورش ببايستى بدشمن بىامان حمله بر دشمن نمائيد و بترسيد از فرار * چون كه انسال شما را مىنمايد شرمسار هم شما را مىكند اهل عذاب و اهل ناز * هم به اولاد شما بخشد گزند روزگار ( 4 ) با كمال عشق و آرامش به ميدان رو كنيد * با تلاش و استقامت سوى جانان رو كنيد در ره اعلاى دين از جان و از تن بگذريد * خويشتن را در ميادين ، بر حوادث بسپريد شاد باشيد ار شما را جان فرا رفت از بدن * جامهء خونين و رنگين شهادت شد كفن حيف بر آن نيست چون جانرا مجلّل كرده‌ايد * دار فاني را بجاويدان مبدّل كرده‌ايد سورهء سوّم به اين موضوع اشارت داشته * شهرت رزق شهيدان را به اوج افراشته « 1 »
حمله به مخنّث « 2 » فريبكار كه در رواق مزيّن و سرا پردهء مجلّل براى جهيدن دست
هامش
( 1 ) آيهء 169 ( 2 ) مرد بدكار