( رفع شد از چهرههاى ما غبار اضطراب * جا گرفت اندر جهان ، آوازهء اسلام ناب )
( 4 ) جان خود سوگند اگر ما چون شما بوديم سست * تا ابد مىگشت استقرار مكتب نادرست
شاخهء سر سبز اسلام از تنه بشكسته بود * مكتب اسلام را دروازه قفل و بسته بود
( مكتب توحيد را بازار ، سست و سرد بود * بت پرستى در جهان ، جنجال و غوغا مىنمود )
مىنبايد داشتيم از دين اسلام انتظار * كاعتبارش در دل آفاق يابد انتشار )
( 5 ) بر خدا سوگند ، از اين رفتار ناموزون و دون * جاى شير از ناقهء دنيا همى دوشيد خون
بعد از آنكه خصم غالب شد ندامت مىبريد * ( عزّت خود را همى بازيد و ذلّت مىبريد )
جان ما در راه حفظ دين و مكتب بىبهاست * ( ناهيا ) پيش آ ، كه ما را عذر خواهى نارواست
پايان خطبهء