تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

خطبهء 57

از سخنان آن حضرت است كه بخوارج نهروان فرموده ( چون در جنگ صفّين در پى قرار داد تحكيم ، خوارج از آن بزرگوار كناره گيرى نموده و فرياد زدند ( لا حكم الّا اللّه ) يعنى يا على حكم و فرمان دادن از آن خداست نه از آن تو و حكم خدا دربارهء معاويه و اصحابش آنست كه به فرمان ما داخل گردند . و ما خطا كرديم كه به تحكيم رضا داديم و چون بخطاى خود پى برديم توبه كرديم تو نيز همچون ما از خطاى خود توبه كن و بعضى گفتند چون به تحكيم رضا دادى كافر شدى اكنون به كفر خود گواهى ده و توبه كن تا ما ترا اطاعت نمائيم . ( حضرت من باب سرزنش فرمود )
( 1 ) مر شما را تند باد جان ستان بر سر و زد * ( صرصر دردآور جانكاه ، بر پيكر وزد ) ( نازل آيد بر شما بطش و عذاب كردگار ) * كاز ميان باقى نماند كاردان و نخل كار ( يا كسى كه مىزند بر شاخهء نخلى هرس « 1 » * در حقيقت از شما باقى نماند هيچ كس ) ( در ميان راوى نماند ، تا روايت گسترد * نسل‌تان مقطوع گشته بر خموشى سر نهد ) ( 2 ) من شوم آيا پس از اقرار و ايمان بر إله * با جهادم فى سبيل اللّه ، به كفر خود گواه ؟ پس در اين حال آشكارا در طريقت گمرهم * بر ضلال خويشتن انگشت صحّت مىنهم ( 3 ) باز گرديد از ره باطل بسوى راه راست * ( گامتان در سنگلاخ و راه پر خم نارواست ) مر شما را مىدهم از خير خواهى وعظ و پند * باز گرديد از چنين گفتار زشت و ناپسند ( 4 ) بر خدا سوگند ، بعد از من پريشان مىشويد * مبتلاى ذلّت و شمشير برّان مىشويد مالتان را از طريق زور و غارت مىبرند * با عناوينى دگر با اسم سنّت مىبرند ( آن چنان باشد كه خود بر ظلم عادت مىكنيد ) * بر زمان جاهلى و زور اعادت مىكنيد )
هامش
( 1 ) هرس شاخه‌هاى زائد را بريدن