خطبهء 53 از سخنان آن بزرگوار ( در بيان بيعت كردن مردم )
( 1 ) بعد از آن كه ماجراى قتل عثمان ختم يافت * كثرت انبوهى از مردم بسوى من شتافت
بهر بيعت در حضور من نمودند ازدحام * تودهاى از خلق و اجماع كثيرى از انام
آنچنانكه اشتران تشنه هنگام ورود * جمع گشته در محلّ آب در گام ورود
آن چنان كه برگسستندى عقال « 1 » و ريسمان * يا كه خود آزاد كرده جمعشان را ساربان
اجتماعى آن چنان گشتند بر من روبرو * كاحتمال حمله مىكردم بخويش و قصد سوء
جمله را در قصد قتل همدگر پنداشتم * تا كه بيعت را در آن مجمع تقبّل داشتم
( 2 ) بعد از آن چون عدّهاى كردند با من نقض عهد * من براى كشف آن بسيار كردم سعى و جهد
آنچنانكه خواب بر چشمم نمىآمد فرو * ظاهر اين امر و باطن را نمودم زير و رو
تا مرا انديشهء آن از فراغت بازداشت * روز و شب از اشتغال و استراحت بازداشت
طاقت آنم نبود و چاره جز جنگ و ستيز * لازم آمد بر رخ آنها كشيدن تيغ تيز
يا كه بايد كردنم انكار احكام رسول ( ص ) * آن چه آورد از خداى لا يزول و لا يحول
زيرا پيكار با ياغيان بر امام ( ع ) واجب است و اگر در صورت توانائى پيكار نكند ترك واجب كرده و آن مانند آن باشد كه احكام رسول ( ص ) خدا را انكار نموده و چون انگار احكام رسول ( ص ) خدا موجب عذاب الهى است ، لذا فرمود .
( 3 ) پس نبرد آسانترم بود از عذاب كردگار * زين جهت آن را براى خود نمودم اختيار
هامش
( 1 ) عقال زانو بند شتران