همچنان گر خون بگرييد و بسوزيد از درون * در ره عشق الهى ، زير سقف نيلگون
گر گدازد قلبتان با ياد كيفر در درون * لطف ايزد را به خود خواهيد يار و رهنمون
ور شما باشيد با اين حال و دنيا روى پا * عشقتان با اين شكوفائى و اوج اعتلاء
در ازاء بخشش و بذل خداى لا شريك * در قياس و سنجش دانا ز مليونهاست ، يك
همچو با ارشاد او ما را بسوى راه راست * اين چنين سنجش هميشه نادرست و نارواست
يعنى آنچه من از پاداش و كيفر مىدانم از حيطهء ادراك شما بيرون است . پس توجّه به امر و نهى من داشته باشيد .
قسمتى از همين خطبه در بيان عيد قربان و صفت حيوان قربانى است
( 6 ) گوسفندى كه بقربانگاه باشد نامزد * از معايب دور بايد ، از لحاظ كالبد
شرط ، سالم بودن است از حيث گوش و پا و شاخ * با چنين حالت به آن جاريست حكم انسلاخ
با شكست شاخ ديگر از صلاحيّت فتاد * مثل اينكه پاى آن لنگيد و از مشى ايستاد
بهر منسك گوسفند لنگ باشد ناروا * ناهيا مىباش با قانون منسك آشنا
سيّد رضى گويد : منسك اگر چه در معنى محلّ عبادت است ليكن در اينجا معنى قربانگاه دارد پايان خطبهء 52