تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

خطبهء 45 از سخنان آن حضرت ( در مذمّت دنيا و مفاسد آن )

( 1 ) حمد بيحد مر خدا را و سپاس بيكران * هزمان از خلق موجود زمين و آسمان آن خدائى كه ز لطف او كسى نوميد نيست * رحمتش را انحصار و واژهء تحديد « 1 » نيست نعمت او بر تمام اهل عالم شامل است * ( آنكه پويا و مجاهد ، و انكه سست و كاهل است ) دفتر آمرزش او نام هر كس را نوشت * ( جز كسى كه اختيارا از سعادت دست هشت ) آنكه او را مىپرستد از طريق بندگى * بهر او در بر ندارد خفّت و شرمندگى چونكه تنها او ، پرستش را حقيق « 2 » و لايق است * آفرينش را يگانه كردگار و خالق است ( آنگهى كه بنده‌اش از دل پرستش مىكند * سوى او با نرمش افزون گرايش مىكند ) بسته هرگز نيست روى خلق باب رحمتش * از كساد و نقص بيرون است خوان نعمتش
( حبّ دنيا پرتگاهى است خطرناك در سر راه آخرت ) لذا اما ام عليه السّلام بعد از تحكيم مبانى شناخت و تعديل گرايشهاى اعتقادى ، ظواهر و زخارف دنيا را سدّ راه مقاصد عاليهء اخروى ميداند ، تا مبادا غول آمال و ديو اميال بر افكار و انديشه‌ها بتازد و پيكرهء عزايم « 3 » را معلول سازد .
( 2 ) بهر دنيا نيستى تأييد و امضاء گشته است * بهر اهلش نيز اين تأييد القاء گشته است در نظرگاه محبّان خرّم است و خوشگوار * مىزند لبخند شيرين ، بر عذار خواستار
هامش
( 1 ) تحديد محدود كردن ( 2 ) حقيق سزاوار ( 3 ) عزائم عزيمت‌ها